عادت بد نخبه‏کشی

 

زمانی که پنج سال این‏ها داشتم، با صدای محمدرضا شجریان آشنا شدم. برای من که در خارج از ایران زندگی می‏کردم، وقتی اسم ایران می‏آمد و من تصوری در ذهنم می‏کردم، صدای شجریان و شهرام ناظری حکم آهنگ زمینه اون تصور رو داشت. البته بیشتر شهرام ناظری رو دوست داشتم، و اون موقع‏ها به آلبوم‏های “کیش مهر” و “آتش در نیستان”ش خیلی علاقه داشتم. یکی از برادرهای بزرگم بهم گفته بود که ناظری شاگرد شجریان‏ه. حالا نمی‏دونم از این لحاظ می‏گفت که یعنی شجریان به مراتب بهتر از ناظری‏ه و جای استادش‏ه، یا این‏که واقعا شجریان استاد ناظری بوده. در هر صورت، صدای این دو نفر در خاطرات کودکی من جایگاه ویژه‏ای داره.

بعدها که اومدیم ایران، صدای شجریان رو در ماه رمضان هم شروع کردم به شنیدن. “ربنا”ی معروفش، و شعر “این دهان” رو. هر شبِ هر ماه رمضانِ هرسال؛ اینه که این هم برای من جزئی از ماه رمضان شده بود، احتمالا مثل خیلی دیگه از ایرانیان.

دو-سه سال پیش، خدمت عزیزی بودم، بحث این پیش اومد که در این یکی-دو دهه‏ی گذشته؛ صدا و سیمای ما در تولید مناجات و اذان‏های جدید خیلی ضعیف عمل کرده. سال‏های ساله که شش-هفت اذان و چند تواشیح ومناجات داره تکرار می‏شه و نه نوآوری‏ای شده، نه میدان‏دهی به جوانی، و نه کشف استعدادی.

این قضیه بالا مثل عالم سیاستمون که چند چهره تکراری سالیان سال بود که مداوم دیده می‏شدند و یا فوقش یکی چند سالی غییشون می‏زد و بعد دوباره آفتابی می‏شد شباهت زیادی داره. یعنی ساختن چهره جدید که هیچ، کار به جایی می‏کشه که بایست عناصر منقضی شده به صحنه برگردند.

معتقدم جامعه ما زیادی فردگراست. جای این‏که اندیشه‏های فرد رو بر روش تامل کنند و قسمت‏های صحیحش رو بپذیرند، خود فرد رو یا تمام کمال می‏پذیرند و یا تمام و کمال رد می‏کنند! یا اون رو می‏خوان تا اوج بالا ببرند، یا طرف رو اصلا حذف کنند؛ صفر و یک، سیاه و سفید. البته واقعا افرادی هم هستند که جایگاهشون در اوج باشه و افراد دیگری در پستی، ولی بالاخره افراد و عقایدی هم هست که حد بین این‏ها باشن. همه هم انسانند و ناقص و جایزالخطا. این نیست که زیر بار اشتباه کسی نریم، و اگر هم آخرش رفتیم، اون رو از اوج به زمین بزنیم.

خلاصه این روش برخوردها، مضرات زیادی داره. از جمله ایجاد غرور کاذب در اون افراد تکراری و زیادی بالارفته. نتیجه هم این‏که زیاد پیش میاد که این افراد امر بهشون مشتبه می‏شه و حرف‏هایی می‏زنند و اعمالی رو مرتکب می‏شن که به سرعت اون‏ها رو در سراشیبی سقوط میاندازه، و متاسفانه حباب توهمی هم که خودشون و اطرافیانشون براشون ایجاد کردن هم بهشون اجازه نمی‏ده که متوجه اشتباهاتشون بشن. البته، بعضی‏ها هم ممکنه متوجه بشن، منتهی همون غرور و کبر بهشون اجازه‏ی اظهار و برگشت رو نمی‏ده.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

دیدگاه خود را بیان کنید.