شهید آوینی (فتح خون، فصل اول: آغاز هجرت):
“…عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است … یعنی باطن قبله را در امام پیداکن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را می پرستند . تمامیت دین به امامت است، …”
۱۹
آبان
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی
امروز سری به وبسایت آیت الله خامنهای زدم. صفحه اولش لینکی گذاشته شده بود به فایل پیدیافی که حکم رهبری به عزت الله ضرغامی برای انتصاب پنج ساله دوم ریاست سازمان صدا و سیما رو به صورت نمودار درختی کشیده. به طور کلی حکم رهبری برای من نکات آموزندهای داشت. البته بعضا خلاقیتهای دفتر ایشون هم جالبه، نمونش کشیدن امثال این نمودارها.
همین که داشتم یه نگاه گذرا می انداختم یه این نموداره، چشمم افتاد به “تعیین شاخصهای قابل اندازه گیری”. این همون کِیپیآی (Key Performance Indicator) هستش. و طلب نتیجه محسوس در سال اول. این شد که یه بار دیگه مرور کردم و دیدم که مواردی که در این نقشه راه اومده در عمل اسمارتر (SMARTER) هستند. افرادی که با مباحث مدیریتی آشنایی دارند علی القاعده به کیپیآی و اهداف اسمارت و اسمارتر و این چیزها آشنان. اسمارتر مخفف اینه (البته مخففهای دیگه هم رایجه):
بیشتر افراد به پنج شاخص اول اهمیت می دن، و بعضی ها من جمله خود من فقط به شاخص های دوم و پنجم؛ یعنی “قابل اندازه گیری” و “زمان دار” کار داریم. بقیش یا بدیهیه و یا کلیه. اون هایی که مشکل می تونن باشن و ایجاد مسئولیت می کنن در حقیقت؛ این دو شاخصست. بگذریم.
خلاصه؛ در عکس علامت زدم که چهطور این نقشه راه با شاخصهای بالا به نوعی همخونی داره. به خصوص دوتایی که اهمیت بیشتری داره.
حالا که حرف حکم رهبر انقلاب به رئیس صدا و سیما شد؛ نکته دیگهای که به نظرم در این نامه مشهود بود عدم رضایت خاص رهبری از وضعیت کلی صدا و سیماست. قالب نامه همچین چیزی رو به من القاء کرد. فکر کنم که کسی پیدا نشه ایرادهای اساسی به صدا و سیما نداشته باشه. کیفیت برنامهها در کل حتما بهتر شده؛ ولی روندِ پیشرفتش کُند و در قیاس به شبکههای جهانی اختلاف حرفهای گری زیادی داره. الیته من که کارشناس نیستم؛ ولی عنوان یه مخاطب نظرم اینه.
سید علی سنائی
۷
آبان
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ خاورمیانه٬ مذهبی
امسال میلاد امام هشتم مصادف شده با هشتمین روز هشتمین ماه سال هشتاد و هشت. ان شاء الله که عید بر همگی مبارک باشه و زیارت حرم مطهرش قسمتمون بشه.
پنج بار تاحالا ضریح حرم حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) تعویض شده. آخرین بار این امر در سال ۱۳۷۹ انجام شد، که با حضور رهبر انقلاب همراه بود. امروز فیلم تعویض ضریح رضوی رو گذاشتم رو یوتیوب، گفتم اینجا هم بذارم که اون هایی که علاقه دارند تماشا کنند.
قسمت اول:
قسمت دوم:
بعد از این روی من و آینه وصف جمال - که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند
———
سید علی سنائی
۲۶
شهریور
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی
زمانی که پنج سال اینها داشتم، با صدای محمدرضا شجریان آشنا شدم. برای من که در خارج از ایران زندگی میکردم، وقتی اسم ایران میآمد و من تصوری در ذهنم میکردم، صدای شجریان و شهرام ناظری حکم آهنگ زمینه اون تصور رو داشت. البته بیشتر شهرام ناظری رو دوست داشتم، و اون موقعها به آلبومهای “کیش مهر” و “آتش در نیستان”ش خیلی علاقه داشتم. یکی از برادرهای بزرگم بهم گفته بود که ناظری شاگرد شجریانه. حالا نمیدونم از این لحاظ میگفت که یعنی شجریان به مراتب بهتر از ناظریه و جای استادشه، یا اینکه واقعا شجریان استاد ناظری بوده. در هر صورت، صدای این دو نفر در خاطرات کودکی من جایگاه ویژهای داره.
بعدها که اومدیم ایران، صدای شجریان رو در ماه رمضان هم شروع کردم به شنیدن. “ربنا”ی معروفش، و شعر “این دهان” رو. هر شبِ هر ماه رمضانِ هرسال؛ اینه که این هم برای من جزئی از ماه رمضان شده بود، احتمالا مثل خیلی دیگه از ایرانیان.
دو-سه سال پیش، خدمت عزیزی بودم، بحث این پیش اومد که در این یکی-دو دههی گذشته؛ صدا و سیمای ما در تولید مناجات و اذانهای جدید خیلی ضعیف عمل کرده. سالهای ساله که شش-هفت اذان و چند تواشیح ومناجات داره تکرار میشه و نه نوآوریای شده، نه میداندهی به جوانی، و نه کشف استعدادی.
این قضیه بالا مثل عالم سیاستمون که چند چهره تکراری سالیان سال بود که مداوم دیده میشدند و یا فوقش یکی چند سالی غییشون میزد و بعد دوباره آفتابی میشد شباهت زیادی داره. یعنی ساختن چهره جدید که هیچ، کار به جایی میکشه که بایست عناصر منقضی شده به صحنه برگردند.
معتقدم جامعه ما زیادی فردگراست. جای اینکه اندیشههای فرد رو بر روش تامل کنند و قسمتهای صحیحش رو بپذیرند، خود فرد رو یا تمام کمال میپذیرند و یا تمام و کمال رد میکنند! یا اون رو میخوان تا اوج بالا ببرند، یا طرف رو اصلا حذف کنند؛ صفر و یک، سیاه و سفید. البته واقعا افرادی هم هستند که جایگاهشون در اوج باشه و افراد دیگری در پستی، ولی بالاخره افراد و عقایدی هم هست که حد بین اینها باشن. همه هم انسانند و ناقص و جایزالخطا. این نیست که زیر بار اشتباه کسی نریم، و اگر هم آخرش رفتیم، اون رو از اوج به زمین بزنیم.
خلاصه این روش برخوردها، مضرات زیادی داره. از جمله ایجاد غرور کاذب در اون افراد تکراری و زیادی بالارفته. نتیجه هم اینکه زیاد پیش میاد که این افراد امر بهشون مشتبه میشه و حرفهایی میزنند و اعمالی رو مرتکب میشن که به سرعت اونها رو در سراشیبی سقوط میاندازه، و متاسفانه حباب توهمی هم که خودشون و اطرافیانشون براشون ایجاد کردن هم بهشون اجازه نمیده که متوجه اشتباهاتشون بشن. البته، بعضیها هم ممکنه متوجه بشن، منتهی همون غرور و کبر بهشون اجازهی اظهار و برگشت رو نمیده.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)
۲۵
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدینژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی
خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.
خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…
چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.
به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدینژاد باشه و ما نمیدونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.
بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.
البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.
اگر استدلالی هست، بفرمایید…
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
- - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت ۱:این مقاله رو حتما مطالعه کنید؛ نقد استدلالهای آقای موسوی برای تقلب در انتخابات. دوست داشتید بیاید با هم در موردش تبادل نظر کنیم.
پی نوشت ۲: تعداد نظرات (و فحش ها) که دریافت کرده ام زیاده، و من بیشتر صبح و عصرها در مسیر منزل و کار در قطار می تونم با دقت این ها را بخونم و جواب بدم. از عزیزانی که وقت می ذارن و بعضا جواب های مفصلی می دن ممنونم. ولی خواهشا تامل کنید و مستدل، منطقی و با مدرک حرف بزنید و مرتبط بنویسید. این طوری سازنده تره.
۲۰
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدینژاد٬ اسرائیل٬ اقتصادی٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ قضائی٬ مذهبی
دفاعیه محمود احمدینژاد، کاندیدای دهمین دورهی ریاست جمهوری در جواب اتهامات مطرح شده در مناظرات دیگر کاندیداها، به خصوص بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی. این صحبت ها در تاریخ ۲۲ خردادماه ۱۳۸۸ از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.
قسمت اول:
قسمت دوم:
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
۱۷
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدینژاد٬ اسرائیل٬ اقتصادی٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی٬ هستهای
دومین مستند تاریخی و موثر انتخاباتی محمود احمدی نژاد برای انتخابات دور دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران، پخش شده از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران در روز جمعه هفدهم خرداد ماه ۱۳۸۸/
قسمت اول:
قسمت دوم:
قسمت سوم:
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
۴
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدینژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی
بعد از این که نطق احمدینژاد رو امشب دیدم، کمی تو فکر رفتم که خوب بود یا نبود؟ یه جورایی با بقیه نطقها تفاوت داشت و خارج از روال به نظرم اومد و کمی با چیزی که انتظارش رو داشتم فرق می کرد. خانمم که از بیرون اومد خونه پرسید که برنامه رو دیدم یا نه و آیا خوب بود، نتونستم دقیقا بگم آره…
…حالا که بیشتر فکر کردم می بینم که شاید همگان منتظر بودن که محمود احمدی نژاد لااقل یک اشاره ای به این همه توهینی که این مدت بهش شده بکنه. کسی که در مجامع بین المللی شجاعتش را به رخ تمام مدعیان گردن کلفت سیاستمداری دنیا کشونده و حماسی عمل کرده در داخل کار دشواری را در برابر مدعیانی که برگ برنده خود را پرتقال و سیب زمینی می دانند نخواهد داشت. به خوبی مشخص بود که اون هیچ توجهی به این حرفها نداشت و وقت و فکر و انرژیش رو خرج این چیزها نکرد.
صد بار کلمه ملت را گفت، اونقدر که آدم خسته هم می شد، ولی قابل تامل بود؛ ولی یکبار نگفت من و ما! (مقایسه کنید با نطق هر سه آقایون!)
کلان صحبت کرد و از نگاه کلان به ایران و تاثیرش بر دنیا پرداخت با ذکر چند مثال و ارائه آمار. مقایسه کنید با صحبتهای پرتناقض، پراکنده و جزیینگر موسوی که سی دقیقه وقت مقتنمی که داشت رو به جای پرداختن به حرفهای اصلی و ارائه برنامههاش به مشاهدات میدانی خودش و به تاخت و تاز به دولت فعلی با تکیه بر برنج و پرتقال و شکر و اینها صرف کرد.
احمدینژاد امشب از خودش متانت و آزادمنشی و کلاننگری و شعور و تواضع و در عین حال صلابت و اقتدار و حس امیدواری رو نشون داد.
باید بگم که زیاد نگران نیستم که کی ایندفعه انتخاب میشه، چون هیچکدوم با قانون اساسی و انقلاب و ارزشهاش مشکلی ندارند و حرفهاشون در مجموع همجهت اصول انقلابه. کروبی و رضایی مدیرهای قویای هستند، برنامه هم دارند و هر دو به نسبت پیشینهی موفقی رو داشتن، گرچه موسوی زیاد اینطور نیست. دوتا اولی دارن اطرافشون رو میچرخونن، سومی کاملا مشهوده که اطرافیانش دارن اون رو چرخش میدن، مثل یه بنده خدای دیگهای که اخیرا برای اولین بار حواسش جمع شد از گرداب خودش رو کشید بیرون! دوتا اولی بهانصاف خوب حرف زدند در سیما، سومی…
به هر حال امیدوارم همه اعم از طرفدار یا غیرطرفدار در هر کجای این عالم که هستیم برای اعتلای ایران تلاش کنیم.
ضمنا، شدیدا مثل همه منتظر برگزاری مناظرهها هستم.
—————
پینوشت: این رو بخونید و این یکی رو هم ببینید.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
۱
اردیبهشت
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ اسرائیل٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
۸
فروردین
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی٬ فلسفی٬ مذهبی
یه مطلبی رو در وبلاگ مدرسه ما امروز خوندم که به نظرم قشنگ و فکروادارکننده بود. عینش رو اینجا میارم که شما هم بخونید:
یا مقلب القلوب والابصار یا محول الحول والاحوال
عالم بر اساس، یک حرکت جبری در حرکت است و ما در خلقت و حرکت مجبوریم. باید برویم، چون آمدنمان به خود نبود. تمام عالم و مردم دنیا نخواهند توانست یک دقیقه زمان را متوقف کرده و تحویل سال را به تاخیر اندازند. این از خواص دنیاست، تغییر و تحول و ظرفیتش آنْ به آنْ و در حال شدن است. طبیعت و انسان در هر آنْ، مرگ و حیات را تجربه میکنند. این تغییر و تحول و حرکت برای طبیعت است. چون طبیعت، عالم کون و فساد است. از خواص حرکت، تغییر و کهنه شدن و نو شدن است. فان الدنیا ادبرت و اذنت بوداع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت (خ ۲۸ نهج البلاغه). حرکت عالم بر اساس یک دور است: انا لله و انا الیه راجعون. تجلی این حرکت دوری در عالم طبیعت در فصول به این صورت تجلی یافته: بهار و تابستان و پائیز و زمستان و بهار. حرکت از یک نقطه و بازگشت دو باره به همان نقطه. همه از اوییم و به سوی او میرویم. در هر حرکتی دو عنصر اساسی و دو تحول وجود دارد: گذشته و آینده؛ کهنگی و نوشدن؛ از دست دادن و به دست آوردن. در عید طبیعت عنصر نوشدن، تازه شدن، جدید شدن مورد توجه است. شادی این نو شدن طبیعت ما را هم شاد میکند. اما عنصر اول حرکت، که از دست دادن و کهنگی است، به فراموشی سپرده میشود.
توجه به بُعد دوم حرکت (نوشدگی) همان حس زندگیاندیشی و توجه به حیات و طبیعت است. نشان از یک نوع رویکرد ِ زندگیاندیشی در تفکر ایرانی است. توجه به عنصر اول حرکت، همان توجه به مرگ و گذشته و کهنگی است. اما نگاه کامل توجه به دو بعد از حرکت است. عنصر کهنهشدگی و هم عنصر نوشدن. انسان باید برنامه حیات اندیشی خود را براین اساس بچیند که عنصر نو شده نیز هر آن در حال کهنه شدن است. نگاه سطحی و ظاهری و توجه به نوشدن آنْ به آنْ و لحظهای و عدم توجه به گذشته و فرار از پیشین خود از لوازم آن فرار از ثبات گریز از سنت، روی آوردن به تجدد و نو شدن و لحاظ بعد دوم حرکت، فرار از مطلق اندیشی و روی آوردن به نسبیت در اندیشه و مُد در اندیشه و در لباس و ظواهر زندگی را در بر دارد. مُدگرایی به خاطر جدید بودن و تازه بودن ارزش پیدا میکند. هر چه نو است با ارزش، هر چه کهنه است بیارزش؛ هرچه تازه است با ارزش، هرچه گذشته است بی ارزش. شعار تحول، تغییر، هوای تازه، صبح امروز، به روز بودن، ملاک ارزش چنین انسانی است و در بعد سیاسی، دموکراسی به خاطر وجود تغییر در درون آن با ارزش خواهد شد و شعار او این است که حال را در یاب.
جمع میان نو کهنه
انسان متعادل به این فکر میکند که آن چه اکنون نو است، لحظهای دیگر کهنه است. از خواص نو، کهنه شدن است که در ذات اوست. با کهنه شدن به از تغییر به در آمده به ثبوت میرسد. حدیث: چه بسا لذت کم و خوشی زود گذر، ناگواری طولانی را در بر خواهد داشت. که اشاره به این که نباید در آن و لحظه زندگی کرد. خوشی آنی، تبدیل به ناخوشی طولانی خواهد داشت. پس انسان نباید در حال و آن و نوشدگی لحظهای را دریابد. حدیث: در وقتی که خوشحالی و بیش از حد خوشحالید، به قبرستان بروید و وقتی ناراحت و غمگین هستید به قبرستان بروید. یعنی نگاه به مرگ نگاه به ثباتی در فرای لحظه حال است. نگاه به ثباتی که در آینده است. بر اساس حرکت دورانی که ذکر شد یاد آینده همان یاد گذشته است، و یاد گذشته همان یاد آینده است. هو الاول هو الاخر هو الظاهر هو الباطن. ذکر مرگ به عنوان تابلویی برای آینده و ذکرگذشته برای آینده. هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً:(انسان/۱) مگر نه این است که مدت زمانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود؟ گذشته او که از هیچ بوده کن شده؛ آینده او به طرف مرگ و ثبوت در جهان آخرت و یا حداقل مرگ که امر حتمی است. کل نفس ذائقه الموت.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)