بایگانی برای دسته ’اجتماعی‘

۱۱
آذر

عید غدیر؛ عید ولایت، مبارک

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ مذهبی

 

شهید آوینی (فتح خون، فصل اول: آغاز هجرت):

“…عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است … یعنی باطن قبله را در امام پیداکن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را می پرستند . تمامیت دین به امامت است، …”

Ghadeer

۱۹
آبان

رهبر انقلاب و شیوه های مدرن مدیریتی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی

 

امروز سری به وب‏سایت آیت الله خامنه‏ای زدم. صفحه اولش لینکی گذاشته شده بود به فایل پی‏دی‏افی که حکم رهبری به عزت الله ضرغامی برای انتصاب پنج ساله دوم ریاست سازمان صدا و سیما رو به صورت نمودار درختی کشیده. به طور کلی حکم رهبری برای من نکات آموزنده‏ای داشت. البته بعضا خلاقیت‏های دفتر ایشون هم جالبه، نمونش کشیدن امثال این نمودارها.

همین که داشتم یه نگاه گذرا می انداختم یه این نموداره، چشمم افتاد به “تعیین شاخص‏های قابل اندازه گیری”. این همون کِی‏پی‏آی (Key Performance Indicator) هستش. و طلب نتیجه محسوس در سال اول. این شد که یه بار دیگه مرور کردم و دیدم که مواردی که در این نقشه راه اومده در عمل اسمارتر (SMARTER) هستند. افرادی که با مباحث مدیریتی آشنایی دارند علی القاعده به کی‏پی‏آی و اهداف اسمارت و اسمارتر و این چیزها آشنان. اسمارتر مخفف اینه (البته مخفف‏های دیگه هم رایجه):

  • S= Specific; معین
  • M= Measurable; قابل اندازه گیری
  • A= Achievable; دست یافتنی
  • R= Relevant; مرتبط
  • T= Time-bound; زمان دار
  • E= Evaluate; ارزشیابی کردن
  • R= Reassess; تجدید ارزیابی

بیشتر افراد به پنج شاخص اول اهمیت می دن، و بعضی ها  من جمله خود من فقط به شاخص های دوم و پنجم؛ یعنی “قابل اندازه گیری” و “زمان دار” کار داریم. بقیش یا بدیهیه و یا کلیه. اون هایی که مشکل می تونن باشن و ایجاد مسئولیت می کنن در حقیقت؛ این دو شاخصست. بگذریم.

خلاصه؛ در عکس علامت زدم که چه‏طور این نقشه راه با شاخص‏های بالا به نوعی هم‏خونی داره. به خصوص دوتایی که اهمیت بیشتری داره.

مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی از ریاست سازمان صدا و سیما

حالا که حرف حکم رهبر انقلاب به رئیس صدا و سیما شد؛ نکته دیگه‏ای که به نظرم در این نامه مشهود بود عدم رضایت خاص رهبری از وضعیت کلی صدا و سیماست. قالب نامه هم‏چین چیزی رو به من القاء کرد. فکر کنم که کسی پیدا نشه ایرادهای اساسی به صدا و سیما نداشته باشه. کیفیت برنامه‏ها در کل حتما بهتر شده؛ ولی روندِ پیشرفتش کُند و در قیاس به شبکه‏های جهانی اختلاف حرفه‏ای گری زیادی داره. الیته من که کارشناس نیستم؛ ولی عنوان یه مخاطب نظرم اینه.

 

سید علی سنائی

۷
آبان

ولادت امام رضا (ع)؛ مبارک

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ خاورمیانه٬ مذهبی

 

امسال میلاد امام هشتم مصادف شده با هشتمین روز هشتمین ماه سال هشتاد و هشت. ان شاء الله که عید بر همگی مبارک باشه و زیارت حرم مطهرش قسمتمون بشه.

پنج بار تاحالا ضریح حرم حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) تعویض شده. آخرین بار این امر در سال ۱۳۷۹ انجام شد، که با حضور رهبر انقلاب همراه بود. امروز فیلم تعویض ضریح رضوی رو گذاشتم رو یوتیوب، گفتم این‏جا هم بذارم که اون هایی که علاقه دارند تماشا کنند.

قسمت اول:

فیلم تعویض ضریح حضرت امام رضا - یک از دو

قسمت دوم:

فیلم تعویض ضریح حضرت امام رضا - دو از دو

 

بعد از این روی من و آینه وصف جمال - که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

 

———

سید علی سنائی

۲۶
شهریور

عادت بد نخبه‏کشی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی

 

زمانی که پنج سال این‏ها داشتم، با صدای محمدرضا شجریان آشنا شدم. برای من که در خارج از ایران زندگی می‏کردم، وقتی اسم ایران می‏آمد و من تصوری در ذهنم می‏کردم، صدای شجریان و شهرام ناظری حکم آهنگ زمینه اون تصور رو داشت. البته بیشتر شهرام ناظری رو دوست داشتم، و اون موقع‏ها به آلبوم‏های “کیش مهر” و “آتش در نیستان”ش خیلی علاقه داشتم. یکی از برادرهای بزرگم بهم گفته بود که ناظری شاگرد شجریان‏ه. حالا نمی‏دونم از این لحاظ می‏گفت که یعنی شجریان به مراتب بهتر از ناظری‏ه و جای استادش‏ه، یا این‏که واقعا شجریان استاد ناظری بوده. در هر صورت، صدای این دو نفر در خاطرات کودکی من جایگاه ویژه‏ای داره.

بعدها که اومدیم ایران، صدای شجریان رو در ماه رمضان هم شروع کردم به شنیدن. “ربنا”ی معروفش، و شعر “این دهان” رو. هر شبِ هر ماه رمضانِ هرسال؛ اینه که این هم برای من جزئی از ماه رمضان شده بود، احتمالا مثل خیلی دیگه از ایرانیان.

دو-سه سال پیش، خدمت عزیزی بودم، بحث این پیش اومد که در این یکی-دو دهه‏ی گذشته؛ صدا و سیمای ما در تولید مناجات و اذان‏های جدید خیلی ضعیف عمل کرده. سال‏های ساله که شش-هفت اذان و چند تواشیح ومناجات داره تکرار می‏شه و نه نوآوری‏ای شده، نه میدان‏دهی به جوانی، و نه کشف استعدادی.

این قضیه بالا مثل عالم سیاستمون که چند چهره تکراری سالیان سال بود که مداوم دیده می‏شدند و یا فوقش یکی چند سالی غییشون می‏زد و بعد دوباره آفتابی می‏شد شباهت زیادی داره. یعنی ساختن چهره جدید که هیچ، کار به جایی می‏کشه که بایست عناصر منقضی شده به صحنه برگردند.

معتقدم جامعه ما زیادی فردگراست. جای این‏که اندیشه‏های فرد رو بر روش تامل کنند و قسمت‏های صحیحش رو بپذیرند، خود فرد رو یا تمام کمال می‏پذیرند و یا تمام و کمال رد می‏کنند! یا اون رو می‏خوان تا اوج بالا ببرند، یا طرف رو اصلا حذف کنند؛ صفر و یک، سیاه و سفید. البته واقعا افرادی هم هستند که جایگاهشون در اوج باشه و افراد دیگری در پستی، ولی بالاخره افراد و عقایدی هم هست که حد بین این‏ها باشن. همه هم انسانند و ناقص و جایزالخطا. این نیست که زیر بار اشتباه کسی نریم، و اگر هم آخرش رفتیم، اون رو از اوج به زمین بزنیم.

خلاصه این روش برخوردها، مضرات زیادی داره. از جمله ایجاد غرور کاذب در اون افراد تکراری و زیادی بالارفته. نتیجه هم این‏که زیاد پیش میاد که این افراد امر بهشون مشتبه می‏شه و حرف‏هایی می‏زنند و اعمالی رو مرتکب می‏شن که به سرعت اون‏ها رو در سراشیبی سقوط میاندازه، و متاسفانه حباب توهمی هم که خودشون و اطرافیانشون براشون ایجاد کردن هم بهشون اجازه نمی‏ده که متوجه اشتباهاتشون بشن. البته، بعضی‏ها هم ممکنه متوجه بشن، منتهی همون غرور و کبر بهشون اجازه‏ی اظهار و برگشت رو نمی‏ده.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

۲۵
خرداد

سوالاتی تلخ پیرامون وقایع اخیر انتخاباتی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی

 

خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.

خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…

  1. مدرک و منبع مخدوش شدن آرای مردم و عدم همکاری شورای نگهبان چیست و کجاست؟ به چه کیفیت و نسبتی است؟ آیا خلاف روال سابق و قانونی است؟ در کدام شهر یا روستا؟ به چه میزان؟
  2. موسوی در بیش از ۹۵% صندوق‏ها نماینده داشته و زیر فرم ۲۲ را هم امضاء کرده اند. به ۲۰۰ و اندی نماینده اجازه داده نشده چون مدارکشان کامل نبوده. بقیه ۵۷۸۳ نفر نماینده چه طور؟
  3. سایت وزارت کشور شب قبل اعلام پیروزی احمدی‏نژاد را هیچ وقت نکرد. به مرور که آرا خونده می شد، به مرور زمان نتایج را اعلام می کردند. اول از روستاها شروع شد و همین طور که به شهرها و در نهایت به تهران می رسیدند، آرای موسوی بیشتر و احمدی نژاد کم تر می شد. البته شاید اشتباه کردند که از اول به تفکیک شهرها اعلام نکردند، البته الان در دسترسه، ولی باز دلیل تقلب نیست، صرفا ایجاد شک می تونه بکنه. 
  4. چرا و چگونه بوده که به صورت خاص موسوی و اطرافیانش از هفته ها پیش بر طبل تقلب می زده اند؟ آیا این صحیح است؟ آیا این ها تهمت نیست؟ آیا این به صلاح مملکت بوده؟ آیا مدرکی داشتند؟ آنانی که حاضرند آمار جابه جا کنند و بیایند به دیگران تهمت بزنند و دروغ بگویند و چهره مملکت را به هر قیمتی سیاه نشان بدهند، آیا اگر از قبل یا بعد از انتخابات مدرکی داشتند ارائه نمی کردند؟
  5. چرا موسوی ساعت ۱۱ شب جمعه اعلام پیروزی قاطع کرده و خود را رئیس جمهور اسلامی ایران می نامد؟ آیا این قابل مقایسه با حرف های انتخاباتی احمدی نژاد است که گفت “آن ها باور کرده اند که صحنه را واگذار کرده اند و ملت به صحنه آمده است و بازی را باخته اند و به دنبال ایجاد تنش هستند، من خواهش می کنم آرامش رو حفظ بکنید…” (اواخر نطق دفاعیه) آیا موسوی و کروبی لابه لای صحبت های انتخاباتی چنین حرف هایی را نمی زدند – که اشکالی هم ندارد. آیا موسوی هم تبلیغ انتخاباتی و صرفا پیش بینی کرد ساعت ۱۱ شب جمعه یا این که اعلام پیروزی کرد؟
  6. چرا موسوی کنفرانس خبری شنبه ظهر را با عجله و دست پاچگی به جمعه شب تغییر داد؟
  7. موسوی، زهرا رهنورد، عفت هاشمی چرا هنگام رای دادن گفت اگر موسوی رای نیاورد حتما تقلب شده؟ همسر هاشمی چرا به مردم می گوید به خیابان ها بریزید؟
  8. چرا تمام رسانه های شیطانی غربی مثل تلویزیون صدای امریکا (با بودجه دولت امریکا)، رادیو فردا (با بودجه کنگره امریکا)، رادیو زمانه (با بودجه پارلمان هلند)، سی ان ان، بی بی سی (نیاز به توضیح ندارد!) و … در این مدت از موسوی و کروبی حمایت کرده اند؟ چرا هر وقت از موسوی نام می بردند از او به عنوان کاندیدای پیشتاز یاد می کردند و او را از پیش پیروز القاء می کردند؟
  9. منفعت غرب از پیروزی موسوی و کروبی در چیست؟
  10. صدای امریکا به صورت مداوم و علنی مردم رو ترقیب به هجوم به خیابان ها می کنه. بی بی سی هم با زیرکی مختص خودش، و البته موثرتر، با استفاده ابزاری و مصاحبه با عوامل دسته اولی و چندمی اغتشاشات و هم فکرانشان همین رو تشویق و القاء می کنه.
  11. آیا اطرافیان درجه یک موسوی و کروبی به غیر از مصاحبه و ایجاد خوراک با آن رسانه ها کاری دیگری را اول نمی توانستند بکنند؟ آیا این مقرضانه نبوده؟ اگر هم نبوده، آیا این ها اگر زمام امور را در دست می گرفتند تاب اولین فشار سیاسی را میاوردند و می توانستند در یک فضای منطقی با اهرم های قانونی و یا نیروهای داخلی آن را حل کنند؟ یا این که در کوچک ترین ناملایمت، اگر مثل گذشته دست به نق نق و استعفا و قهر نمی زدند، سریعا دست به دامان رسانه های غربی می شدند؟
  12. آیا حمله به بانک ها و فروشگاه ها و آتش زدن اتوبوس‏ها و موتورهای پلیس و تخریب اموال عمومی و غیره که اموال بیت المال است کار افرادی غیر از اراذل و اوباش می تواند باشد؟ آیا کار این افراد قانونی است؟ آیا انسانی است؟ آیا پلیس باید نظاره گر اغتشاشات باشد و برخورد نکند؟ غیر از این است که بعد از تذکرهای مکرر باید با جدیت وارد عمل شود؟
  13. آیا شکی داریم که نظام ما را کودتاهای رنگین تهدید می کند؟ آیا شکستن قانون و نافرمانی های مدنی از اولین قدم های آن نیست؟
  14. مسئول اصلی خرابی و خون هایی که ریخته می شه، ولو اگر در انتخابات تقلب شده باشه، به عهده میرحسین موسوی است. چرا که حتی اگر واقعا تقلب هم شده باشه، باز اول باید از مجاری قانونی عمل می شد. که متاسفانه نشده. امروز اگر در راه پیمایی اتفاقی بیافته باز به گردن موسوی است.
  15. آیا رهبری، در پیامشان به ملت متذکر نشدند که ” گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند” به صورت خاص به نامزدان و طرف دارانشان تذکر به “هوشیاری کامل در برابر تحرکات بدخواهانه و پرهیز از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه” ندادند؟
  16. چه قدر موسوی و کروبی این تذکرات را آویزه گوش کرده اند؟ آیا اینان حقیقتا ولایت مدارند؟ صلاح جامعه را چه کسی بهتر تشخیص می دهد؟ شرعا و قانونا جای فرمانده و فرمانبر کجاست؟ مگر این گفته امام خمینی نیست که “پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد”؟ مگر اینان در ظاهر سنگ امام را به سینه نمی زنند؟ 
  17. آیا امام نفرمودند؛ ملاک، حال فعلی افراد است؟
  18. موسوی و کروبی جای تشویش اذهان عمومی چرا از شیوه قانونی عمل نکردند، مثل رضایی به ارائه نامه و مستدلات به شورای نگهبان و تقاضای رسیدگی به صورت منطقی اقدام نکردند؟ یک راست اعلام به عدم قبولی و تقاضای ابطال نتایج می کنند. این منطقی است؟
  19. در کشوری مثل امریکا، در سال ۲۰۰۰ که رقابت اصلی بین ال گور و جورج بوش بود، ظن قوی ای می رفت که بوش تقلب کرده. گور به صورت قانونی پروسه پی گیری و شکایت را شروع کرد، ولیکن در کم تر از یک هفته متوجه شد که این به نفع منافع ملی و ثبات کشورشان نیست. آیا این آقایان نیمی از این فهم سیاسی را ندارند که حداقل اقدام صحیح قانونی انجام دهند؟
  20. مگر این غیر عادی است که نامزدها امید به پیروزی داشته باشند و بعضا جا بخورند از عدم پیروزیشان؟ آیا دیگران مشابه این سندرم توهم پیروزی را نداشته اند؟ مگر کسی چهار سال پیش فکر می کرد هاشمی انتخاب نشود؟ آیا همین حرکات بایست انجام می شد؟
  21. اطرافیان و مشاوران موسوی و کروبی و حامیان داخلیشان چه کسانی هستند؟ کرباسچی، عبدالله نوری، مهاجرانی، ، ابطحی، سروش، حجاریان، مرعشی، رضا خاتمی، بهزاد نبوی، سازگارا، عطریانفر، مزروعی، تاج زاده، رمضان زاده، فاتح، زید آبادی و امثال این ها (که تازه خوباشن!) که کارنامه اشان سیاه از حرکات قانون گریزانه علیه منافع ملی است. کدام این ها چهره ی ولایت مدارانه دارند؟ آیا این ها از هر فرصتی سوء استفاده نکرده اند برای ضربه به نظام و جایگاه ولایت فقیه؟ دار و دسته اینان نبودند که آن حرکات را در مجلس ششم و دولت هفت و هشت انجام دادند؟
  22. اینان دست پیش گرفته اند که پس نیافتند. مستقیما ولی فقیه را هدف گرفته اند و خود جار می زنند که آی جمهوریت نظام از دست دارد می رود. عجـــــــــب!
  23. اینان به گفته رهبری یا خائنند یا بسیار غافلند.
  24. هاشمی چرا به رهبری نامه ای به آن شکل گستاخانه می نویسد؟ آیا آن طرز نگارش ایجاد اتحاد و وفاق ملی می کند؟ ایشان به عنوان یکی از وزنه های نظام و یا حداقل یک ایرانی قطعا حقشان برای نامه نگاری حتی به صورت سرگشاده محفوظ است، هیچ اشکالی ندارد. اما با چه کیفیتی؟ ایشان آیا صرفا نصیحت برادرانه و دوستانه کرده اند و می شود تهمت های لفافانه ایشان را در سه جا نادیده گرفت؟ آیا قیاس احمدی نژاد به بنی صدر صحیح است؟ آیا سیاه نشان دادن چهره کشور صحیح است؟ اگر بگوئیم هاشمی به عنوان رئیس خبرگان نامه نوشته، کجای نامه اثری از خبرگان هست؟ چرا از این که از فرزندانش حرف زده شده گلایه می کند پس؟ آیا ایشان با اعضای خبرگان مشورتی کرده اصلا؟
  25. طبق اصول ۱۰۸ و ۱۱۱ قانون اساسی از وظایف‏ خبرگان رهبری نظارت و تشخیص به احراز شرایط فرد برای رهبری است. ابدا اجازه دخالت در عملکرد وی را ندارند. بنابراین فرض بر نگارش نامه هاشمی از این جایگاه بی معناست چرا که غیرقانونی است.

چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.

به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدی‏نژاد باشه و ما نمی‏دونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.

بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.

البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.

اگر استدلالی هست، بفرمایید…

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

 

- - - - - - - - - - - - - -

پی نوشت ۱:این مقاله رو حتما مطالعه کنید؛ نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات. دوست داشتید بیاید با هم در موردش تبادل نظر کنیم.

پی نوشت ۲: تعداد نظرات (و فحش ها) که دریافت کرده ام زیاده، و من بیشتر صبح و عصرها در مسیر منزل و کار در قطار می تونم با دقت این ها را بخونم و جواب بدم. از عزیزانی که وقت می ذارن و بعضا جواب های مفصلی می دن ممنونم. ولی خواهشا تامل کنید و مستدل، منطقی و با مدرک حرف بزنید و مرتبط بنویسید. این طوری سازنده تره.

۲۰
خرداد

دفاعیه احمدی‏نژاد

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ اسرائیل٬ اقتصادی٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ قضائی٬ مذهبی

دفاعیه محمود احمدی‏نژاد، کاندیدای دهمین دوره‏ی ریاست جمهوری در جواب اتهامات مطرح شده در مناظرات دیگر کاندیداها، به خصوص بین میرحسین موسوی و مهدی کروبی. این صحبت ها در تاریخ ۲۲ خردادماه ۱۳۸۸ از شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد.

 

قسمت اول:

 

قسمت دوم:

 

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۱۷
خرداد

دومین فیلم مستند تبلیغاتی محمود احمدی‏نژاد

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ اسرائیل٬ اقتصادی٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی٬ هسته‏ای

دومین مستند تاریخی و موثر انتخاباتی محمود احمدی نژاد برای انتخابات دور دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران، پخش شده از شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران در روز جمعه هفدهم خرداد ماه ۱۳۸۸/

 

قسمت اول:

 

قسمت دوم:

 

قسمت سوم:

 

 

سید علی سنائی

 

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۴
خرداد

اندر باب نطق انتخاباتی امشب احمدی‏نژاد

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی

بعد از این که نطق احمدی‏نژاد رو امشب دیدم، کمی تو فکر رفتم که خوب بود یا نبود؟ یه جورایی با بقیه نطق‏ها تفاوت داشت و خارج از روال به نظرم اومد و کمی با چیزی که انتظارش رو داشتم فرق می کرد. خانمم که از بیرون اومد خونه پرسید که برنامه رو دیدم یا نه و آیا خوب بود، نتونستم دقیقا بگم آره…

…حالا که بیشتر فکر کردم می بینم که شاید همگان منتظر بودن که محمود احمدی نژاد لااقل یک اشاره ای به این همه توهینی که این مدت بهش شده بکنه. کسی که در مجامع بین المللی شجاعتش را به رخ تمام مدعیان گردن کلفت سیاست‏مداری دنیا کشونده و حماسی عمل کرده در داخل کار دشواری را در برابر مدعیانی که برگ برنده خود را پرتقال و سیب زمینی می دانند نخواهد داشت. به خوبی مشخص بود که اون هیچ توجهی به این حرف‏ها نداشت و وقت و فکر و انرژیش رو خرج این چیزها نکرد.

صد بار کلمه ملت را گفت، اون‏قدر که آدم خسته هم می شد، ولی قابل تامل بود؛ ولی یک‏بار نگفت من و ما! (مقایسه کنید با نطق هر سه آقایون!)

کلان‌ صحبت کرد و از نگاه کلان به ایران و تاثیرش بر دنیا پرداخت با ذکر چند مثال و ارائه آمار. مقایسه کنید با صحبت‏های پرتناقض، پراکنده و جزیی‏نگر موسوی که سی دقیقه وقت مقتنمی که داشت رو به جای پرداختن به حرف‏های اصلی و ارائه برنامه‏هاش به مشاهدات میدانی خودش و به تاخت و تاز به دولت فعلی با تکیه بر برنج و پرتقال و شکر و این‏ها صرف کرد.

احمدی‏نژاد امشب از خودش متانت و آزادمنشی و کلان‏نگری و شعور و تواضع و در عین حال صلابت و اقتدار و حس امیدواری رو نشون داد.

باید بگم که زیاد نگران نیستم که کی این‏دفعه انتخاب می‏شه، چون هیچ‏کدوم با قانون اساسی و انقلاب و ارزش‏هاش مشکلی ندارند و حرف‏هاشون در مجموع هم‏جهت اصول انقلابه. کروبی و رضایی مدیرهای قوی‏ای هستند، برنامه هم دارند و هر دو به نسبت پیشینه‏ی موفقی رو داشتن، گرچه موسوی زیاد این‏طور نیست. دوتا اولی دارن اطرافشون رو می‏چرخونن، سومی کاملا مشهوده که اطرافیانش دارن اون رو چرخش می‏دن، مثل یه بنده خدای دیگه‏ای که اخیرا برای اولین بار حواسش جمع شد از گرداب خودش رو کشید بیرون! دوتا اولی به‏انصاف خوب حرف زدند در سیما، سومی…

به هر حال امیدوارم همه اعم از طرف‏دار یا غیرطرف‏دار در هر کجای این عالم که هستیم برای اعتلای ایران تلاش کنیم.

ضمنا، شدیدا مثل همه منتظر برگزاری مناظره‏ها هستم.

—————
پی‏نوشت: این رو بخونید و این یکی رو هم ببینید.

 

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۱
اردیبهشت

گفتگوی بی‏بی‏سی با ایرانی‏تبارهای ساکن اسرائیل

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ اسرائیل٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی

 

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۸
فروردین

عیدنوروز (سنت وتجدد. مرگ‏اندیشی یا زندگی‏اندیشی)

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی٬ فلسفی٬ مذهبی

 

یه مطلبی رو در وبلاگ مدرسه ما امروز خوندم که به نظرم قشنگ و فکروادارکننده‏ بود. عینش رو این‏جا میارم که شما هم بخونید:

یا مقلب القلوب والابصار یا محول الحول والاحوال 

عالم بر اساس، یک حرکت جبری در حرکت است و ما در خلقت و حرکت  مجبوریم. باید برویم، چون آمدنمان به خود نبود. تمام عالم و مردم دنیا نخواهند توانست یک دقیقه زمان را متوقف کرده و تحویل سال را به تاخیر اندازند. این از خواص  دنیاست، تغییر و تحول و ظرفیتش  آنْ به آنْ  و در حال شدن است. طبیعت و انسان در هر آنْ، مرگ و حیات را تجربه می‌کنند. این تغییر و تحول و حرکت  برای طبیعت است. چون طبیعت، عالم کون و فساد است. از خواص  حرکت، تغییر و کهنه شدن و نو شدن است. فان الدنیا ادبرت و اذنت بوداع و ان الاخره قد اقبلت و اشرفت (خ ۲۸ نهج البلاغه). حرکت عالم بر اساس یک دور است: انا لله و انا الیه راجعون. تجلی این حرکت دوری در عالم طبیعت در فصول به این صورت تجلی یافته: بهار و تابستان و پائیز و زمستان و بهار. حرکت از یک نقطه و بازگشت دو باره به همان نقطه. همه از اوییم و به سوی او می‌رویم. در هر حرکتی دو عنصر  اساسی و دو تحول وجود دارد: گذشته و آینده؛ کهنگی و نوشدن؛ از دست دادن و به دست آوردن. در عید طبیعت عنصر نوشدن، تازه شدن، جدید شدن مورد توجه است. شادی این نو شدن طبیعت ما را هم شاد می‌کند. اما عنصر اول حرکت، که از دست دادن و کهنگی است، به فراموشی سپرده می‌شود.

توجه به بُعد دوم حرکت (نوشدگی) همان حس زندگی‌اندیشی و توجه به حیات و طبیعت است. نشان از یک نوع رویکرد ِ زندگی‌اندیشی در تفکر ایرانی است. توجه به عنصر اول حرکت، همان توجه به مرگ و گذشته و کهنگی است. اما نگاه  کامل توجه به دو بعد از حرکت است. عنصر کهنه‌شدگی و هم عنصر نوشدن. انسان باید برنامه حیات اندیشی خود را براین اساس بچیند که عنصر نو شده نیز هر آن در حال کهنه شدن است. نگاه سطحی و ظاهری و توجه به نوشدن آنْ به آنْ و لحظه‌ای و عدم توجه به گذشته و فرار از پیشین خود از لوازم آن فرار از ثبات گریز از سنت، روی آوردن به تجدد و نو شدن و لحاظ بعد دوم حرکت، فرار از مطلق اندیشی و روی آوردن به نسبیت در اندیشه و مُد در اندیشه و در لباس و ظواهر زندگی را در بر دارد. مُدگرایی به خاطر جدید بودن و تازه بودن ارزش پیدا می‌کند. هر چه نو است با ارزش، هر چه کهنه است بی‌ارزش؛ هرچه تازه است با ارزش،  هرچه گذشته است بی ارزش. شعار تحول، تغییر، هوای تازه، صبح امروز، به روز بودن، ملاک ارزش چنین انسانی است و در بعد سیاسی، دموکراسی  به خاطر وجود تغییر در درون آن با ارزش خواهد شد و شعار او این است که  حال را در یاب.

جمع میان نو کهنه

انسان متعادل به این فکر می‌کند که  آن چه اکنون نو است، لحظه‌ای دیگر  کهنه است. از خواص نو، کهنه شدن است که در ذات اوست. با کهنه شدن به از تغییر به در آمده به ثبوت می‌رسد. حدیث: چه بسا لذت کم و خوشی زود گذر، ناگواری طولانی را در بر خواهد داشت. که اشاره به این که نباید در آن و لحظه زندگی کرد. خوشی آنی، تبدیل به ناخوشی طولانی خواهد داشت. پس انسان نباید در حال و آن و نوشدگی لحظه‌ای را دریابد. حدیث: در وقتی که خوشحالی و بیش از حد خوشحالید، به قبرستان بروید و وقتی ناراحت و غم‌گین هستید به قبرستان بروید. یعنی نگاه به مرگ نگاه به ثباتی در فرای لحظه حال است. نگاه به ثباتی که در آینده است. بر اساس حرکت دورانی که ذکر شد یاد آینده همان یاد گذشته است، و یاد گذشته همان یاد آینده است. هو الاول هو الاخر هو الظاهر هو الباطن. ذکر مرگ به عنوان تابلویی برای آینده و ذکرگذشته برای آینده. هَلْ أَتى‏ عَلَى الْإِنْسانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً:(انسان/۱) مگر نه این است که مدت زمانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود؟ گذشته او که از هیچ بوده کن شده؛ آینده او به طرف مرگ و ثبوت در جهان آخرت و یا حداقل مرگ که امر حتمی است. کل نفس ذائقه الموت.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)