اول از همه تبریک به ملت عزیز و حماسهساز ایران!
دوم این که همیشه از اول میگفتم هر کی رئیس جمهور شه، انتخاب ملته و حتما به صلاحمونه، و همه باید احترام بذاریم.
سوم، چه بهتر که حالا میدونم که انتخاب من، مثل اکثر مردم کشورمه.
عجب انتخاباتی بود! عجب از اون لحاظ که چهره چند نفری مشخص شد. وگرنه اراده و خواست ملت ایران برای خیلی از ما عجبی نداشت، اگر در جریان مباحثات من باشید و وبلاگ بعضی از دوستانم مثل بحر و آهستان و غیره باشید؛ تایید می کنید این رو.
رضایی به انصاف بعد از احمدینژاد اصلح این نامزدها بود. برنامههای خوبی هم داشت، گرچه در عملی بودنش تردیدهای بیپاسخی بود. از نظر اخلاق هم به نسبت خوب بود، البته چند باری دست به تمسخر زد و غلوهایی میکرد، ضمن اینکه هیچ وقت توی نقدهاش از ۱۲ سال عقبتر نرفت، که این خودش یه پیامی داره. تنها مناظرهای که به منازعه کشیده نشد هم بین اون و محمود بود. در هر صورت امیدوارم ازش بیشتر استفاده بشه در آینده.
کروبی هم بعد از احمدینژاد شجاعترین و صریحترین فرد بود. من همیشه ازش خوشم میومده و الان هم هنوز همینطوره. ولی این شیخ عزیز ما، خیلی این دفعه اشتباهی اومد. آخه کرباسچی معاون اول؟ واقعا فکر میکرد اکثر ملت ما مشکلشون آزادی بیان و اینهاست؟ یه مشت دانشجوی جوگیر ان قدر ارزش وقت داشت؟ و و و… ولی چیزی که از این مرد خوشم میاد اینه که حرفش رو میزد و اونی بود که فکر میکرد درسته. دوستان خیلی دل بسته بودن به مناظرش و اینکه شاید انتقام موسوی رو از محمود بگیره، ولی باید بپذیریم که بد جوری خراب کرد و در اصل تو همون شبی که مناظرش با احمدینژاد برگزار شد نسخش پیچیده شد.
موسوی هم که سوخت. خودش رو ارزون فروخت. نه برنامه داشت، نه شجاعت، و نه صداقت. خلاصه که گند زد، ناجور. از گند کاریاش بخوایم بگیم چند جلد کتاب میشه که البته مطمئنم دوستان زحمتش رو خواهند کشید. اخلاق غرغر و چغولی کردم رو هم که بعد از ۲۰ و اندی سال ترک نکرده.
البته نقش حجةالاسلام والمسلمین هاشمی هم ابدا قابل انکار نیست. خطبهی نماز جمعش و گفتههای خودش و اطرافیانش و نامهی گستاخانش به رهبر انقلاب [مردم ایران] همه حجتی شد برای خیلیها.
مشکل این حضرات اینه که با بطن ملت ارتباط ندارند و از مشکلات و خواستههای به حق و اصلیشون بیخبرند. فکر می کنند صدای حداقلیشون که خیلی هم اتفاقا بلندتر هم هست صدای اکثر ملته، اینه که اشتباه تحلیل، برنامهریزی، عمل و پیش بینی می کنند و در نتیجه جا هم می خورند و وقتی با حقیقت مواجه میشن؛ شروع به هوچیگری و آسمون و ریسمون کردن و ننه من غریبم بازی در آوردن.
به هر حال محمود احمدینژاد یک بار دیگه با رای قاطع ملت رئیس جمهوری اسلامی ایران شده، و مردم ایران همگی پیروز میدان دور دهم انتخابات ریاست جمهوری هستند.
اما چند موضوع هست که دارم تو ذهنم مرور میکنم که با شما هم به اشتراک میذارم.
۱- باید خیلی هوشیار باشیم تا آتش فتنه فراگیر نشه و این سناریوی شایعهها و شکهایی که بیبیسی و صدای امریکا و امثالهم به کمک سرکردههای ستاد موسوی تو این نصفه شبی راه انداختن پا بگیره و باید با درایت خنثی بشه.
۲- موسوی با ناپختگی همیشگیش ساعت ۱۱ جمعه شب اعلام کرد که پیروز انتخاباته و غیر از این اگر باشه، یعنی در انتخابات تخلف شده و اینکه پیگیری خواهد کرد و ساکت نخواهد نشست.
۳- هاشمی به نفعشه که فعلا بشینه سر جاش، بلکه عصبانیت ملت کم بشه. اگر بخواد داد و غار راه بندازه و اقدامی کنه، هیچ بعید نیست به سرنوشتی به مراتب بدتر از منتظری خودش رو دچار کنه. به احترام گذشته انقلابی هاشمی به همین بسنده میکنم اینجا.
۴- احتمال کمی میدم که رایها بازشماری شه.
۵- شدیدا منتظر پیام و یا سخنرانیای از رهبر انقلاب در مورد انتخابات این دوره و وقابع منحصر به فردش هستم، و طبیعتا خیلی پراهمیت و تاریخی خواهد بود.
۶- حالا نوبت باراک اوباما رئیس جمهور امریکاست که نامهی تبریک به احمدینژاد بنویسه. اگر غیر از این باشه به یقین به ضرر اوباما خواهد بود.
۷- اینی که به محمود رای دادیم، دلیل نمیشه که چشم و گوش بسته هر کار کرده و میکنه رو قبول داشته باشیم. ما به اصلح رای دادیم و ایشون هم معصوم و بی ایراد نیست. باید از گذشته تیزتر، قویتر، ولیکن سازندهتر عملکرد دولت رو نقد کنیم و کمک کنیم به پیشرفت همه بعدی میهنمون.
۸- باز هم میگم که برنده این انتخابات ملت ایرانن، شعار نیست، واقعیته. کسی انتخابات مضحک همین بریتانیا یا اروپا رو دیده باشه میفهمه من چی میگم.
بازم هست، ولی دوست ندارم پستهام از حدی طولانیتر بشه.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)