بایگانی برای دسته ’ایران‘

۱۱
آذر

عید غدیر؛ عید ولایت، مبارک

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ مذهبی

 

شهید آوینی (فتح خون، فصل اول: آغاز هجرت):

“…عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است … یعنی باطن قبله را در امام پیداکن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را می پرستند . تمامیت دین به امامت است، …”

Ghadeer

۱۹
آبان

رهبر انقلاب و شیوه های مدرن مدیریتی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی

 

امروز سری به وب‏سایت آیت الله خامنه‏ای زدم. صفحه اولش لینکی گذاشته شده بود به فایل پی‏دی‏افی که حکم رهبری به عزت الله ضرغامی برای انتصاب پنج ساله دوم ریاست سازمان صدا و سیما رو به صورت نمودار درختی کشیده. به طور کلی حکم رهبری برای من نکات آموزنده‏ای داشت. البته بعضا خلاقیت‏های دفتر ایشون هم جالبه، نمونش کشیدن امثال این نمودارها.

همین که داشتم یه نگاه گذرا می انداختم یه این نموداره، چشمم افتاد به “تعیین شاخص‏های قابل اندازه گیری”. این همون کِی‏پی‏آی (Key Performance Indicator) هستش. و طلب نتیجه محسوس در سال اول. این شد که یه بار دیگه مرور کردم و دیدم که مواردی که در این نقشه راه اومده در عمل اسمارتر (SMARTER) هستند. افرادی که با مباحث مدیریتی آشنایی دارند علی القاعده به کی‏پی‏آی و اهداف اسمارت و اسمارتر و این چیزها آشنان. اسمارتر مخفف اینه (البته مخفف‏های دیگه هم رایجه):

  • S= Specific; معین
  • M= Measurable; قابل اندازه گیری
  • A= Achievable; دست یافتنی
  • R= Relevant; مرتبط
  • T= Time-bound; زمان دار
  • E= Evaluate; ارزشیابی کردن
  • R= Reassess; تجدید ارزیابی

بیشتر افراد به پنج شاخص اول اهمیت می دن، و بعضی ها  من جمله خود من فقط به شاخص های دوم و پنجم؛ یعنی “قابل اندازه گیری” و “زمان دار” کار داریم. بقیش یا بدیهیه و یا کلیه. اون هایی که مشکل می تونن باشن و ایجاد مسئولیت می کنن در حقیقت؛ این دو شاخصست. بگذریم.

خلاصه؛ در عکس علامت زدم که چه‏طور این نقشه راه با شاخص‏های بالا به نوعی هم‏خونی داره. به خصوص دوتایی که اهمیت بیشتری داره.

مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی از ریاست سازمان صدا و سیما

حالا که حرف حکم رهبر انقلاب به رئیس صدا و سیما شد؛ نکته دیگه‏ای که به نظرم در این نامه مشهود بود عدم رضایت خاص رهبری از وضعیت کلی صدا و سیماست. قالب نامه هم‏چین چیزی رو به من القاء کرد. فکر کنم که کسی پیدا نشه ایرادهای اساسی به صدا و سیما نداشته باشه. کیفیت برنامه‏ها در کل حتما بهتر شده؛ ولی روندِ پیشرفتش کُند و در قیاس به شبکه‏های جهانی اختلاف حرفه‏ای گری زیادی داره. الیته من که کارشناس نیستم؛ ولی عنوان یه مخاطب نظرم اینه.

 

سید علی سنائی

۷
آبان

ولادت امام رضا (ع)؛ مبارک

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ خاورمیانه٬ مذهبی

 

امسال میلاد امام هشتم مصادف شده با هشتمین روز هشتمین ماه سال هشتاد و هشت. ان شاء الله که عید بر همگی مبارک باشه و زیارت حرم مطهرش قسمتمون بشه.

پنج بار تاحالا ضریح حرم حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) تعویض شده. آخرین بار این امر در سال ۱۳۷۹ انجام شد، که با حضور رهبر انقلاب همراه بود. امروز فیلم تعویض ضریح رضوی رو گذاشتم رو یوتیوب، گفتم این‏جا هم بذارم که اون هایی که علاقه دارند تماشا کنند.

قسمت اول:

فیلم تعویض ضریح حضرت امام رضا - یک از دو

قسمت دوم:

فیلم تعویض ضریح حضرت امام رضا - دو از دو

 

بعد از این روی من و آینه وصف جمال - که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند

 

———

سید علی سنائی

۲۹
شهریور

نماز حقیقتا وحدت بخش عید فطر

بدست سید علی سنائی در دسته احمدی‏نژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی

ساعت پنج صبح به وقت لندن نشستم نماز و خطبه های عید سعید فطر رو تماشا کردم. تماشاش از این راه دور هم حتی خیلی شورانگیز بود. با توجه به قضایای پیش آمده در چند ماه اخیر، حضور برخی از چهره ها امروز قابل توجه بود، و البته شعف ناک از بُعد کم رنگ شدن بعضی نفاق‏ها، و برگشت وحدتی که چندی است خدشه خورده.

همین که تماشا می کردم، از صفحه عکس انداختم. گفتم این جا با بقیه به اشتراک بگذارم:

image image image image image image image

خطبه ها:

image image image image image image image image image image image image image image image image image image image image image image

۲۸
شهریور

عید سعید فطر مبارک

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ مذهبی

عید فطر

برگ تحویل می کند رمضان -  بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت -  دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده روی برپیچید -  و علیک السلام یا رمضان
الوادع ای زمان طاعت و خیر -  مجلس ذکر و محفل قرآن
بهر مردمان ایزدی بر لب -  نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید -  بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار می نالید -  بر فراق بهار وقت خزان
گفتم  انده مبر که باز آید -  روز تو روز و لاله و ریحان
گفت  ترسم بقا وفا نکند -  وره هر سال گل  رمدبستان
روزه بسیار و عید خواهد بود -  تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود -  سال دیگر که در غریبستان

مصلح الدین سعدی شیرازی

ان شاء الله طاعاتتون مقبول درگاه احدیت واقع شده و در سایه امام زمان (عج) سال خوبی براتون قلم خورده باشه.

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

۲۶
شهریور

عادت بد نخبه‏کشی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی

 

زمانی که پنج سال این‏ها داشتم، با صدای محمدرضا شجریان آشنا شدم. برای من که در خارج از ایران زندگی می‏کردم، وقتی اسم ایران می‏آمد و من تصوری در ذهنم می‏کردم، صدای شجریان و شهرام ناظری حکم آهنگ زمینه اون تصور رو داشت. البته بیشتر شهرام ناظری رو دوست داشتم، و اون موقع‏ها به آلبوم‏های “کیش مهر” و “آتش در نیستان”ش خیلی علاقه داشتم. یکی از برادرهای بزرگم بهم گفته بود که ناظری شاگرد شجریان‏ه. حالا نمی‏دونم از این لحاظ می‏گفت که یعنی شجریان به مراتب بهتر از ناظری‏ه و جای استادش‏ه، یا این‏که واقعا شجریان استاد ناظری بوده. در هر صورت، صدای این دو نفر در خاطرات کودکی من جایگاه ویژه‏ای داره.

بعدها که اومدیم ایران، صدای شجریان رو در ماه رمضان هم شروع کردم به شنیدن. “ربنا”ی معروفش، و شعر “این دهان” رو. هر شبِ هر ماه رمضانِ هرسال؛ اینه که این هم برای من جزئی از ماه رمضان شده بود، احتمالا مثل خیلی دیگه از ایرانیان.

دو-سه سال پیش، خدمت عزیزی بودم، بحث این پیش اومد که در این یکی-دو دهه‏ی گذشته؛ صدا و سیمای ما در تولید مناجات و اذان‏های جدید خیلی ضعیف عمل کرده. سال‏های ساله که شش-هفت اذان و چند تواشیح ومناجات داره تکرار می‏شه و نه نوآوری‏ای شده، نه میدان‏دهی به جوانی، و نه کشف استعدادی.

این قضیه بالا مثل عالم سیاستمون که چند چهره تکراری سالیان سال بود که مداوم دیده می‏شدند و یا فوقش یکی چند سالی غییشون می‏زد و بعد دوباره آفتابی می‏شد شباهت زیادی داره. یعنی ساختن چهره جدید که هیچ، کار به جایی می‏کشه که بایست عناصر منقضی شده به صحنه برگردند.

معتقدم جامعه ما زیادی فردگراست. جای این‏که اندیشه‏های فرد رو بر روش تامل کنند و قسمت‏های صحیحش رو بپذیرند، خود فرد رو یا تمام کمال می‏پذیرند و یا تمام و کمال رد می‏کنند! یا اون رو می‏خوان تا اوج بالا ببرند، یا طرف رو اصلا حذف کنند؛ صفر و یک، سیاه و سفید. البته واقعا افرادی هم هستند که جایگاهشون در اوج باشه و افراد دیگری در پستی، ولی بالاخره افراد و عقایدی هم هست که حد بین این‏ها باشن. همه هم انسانند و ناقص و جایزالخطا. این نیست که زیر بار اشتباه کسی نریم، و اگر هم آخرش رفتیم، اون رو از اوج به زمین بزنیم.

خلاصه این روش برخوردها، مضرات زیادی داره. از جمله ایجاد غرور کاذب در اون افراد تکراری و زیادی بالارفته. نتیجه هم این‏که زیاد پیش میاد که این افراد امر بهشون مشتبه می‏شه و حرف‏هایی می‏زنند و اعمالی رو مرتکب می‏شن که به سرعت اون‏ها رو در سراشیبی سقوط میاندازه، و متاسفانه حباب توهمی هم که خودشون و اطرافیانشون براشون ایجاد کردن هم بهشون اجازه نمی‏ده که متوجه اشتباهاتشون بشن. البته، بعضی‏ها هم ممکنه متوجه بشن، منتهی همون غرور و کبر بهشون اجازه‏ی اظهار و برگشت رو نمی‏ده.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

۳۱
مرداد

مراتب معرفت به قرآن و جایگاه ما

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ فرهنگی٬ مذهبی

 

کتاب الله عزوجل على ربعة إشیاء: على العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للإولیاء و الحقائق للإنبیاء۱.

یکی از اعمالی که در ماه رمضان انجام می‏دهیم؛ خواندن قران است. شکی نداریم که کار پسندیده و با اجری است. منتهی بیشتر ما زبان عربی را متوجه نمی‏شویم. در حقیقت خیلی از عرب زبان‏ها هم توانایی نه تنها فهم که حتی روخوانی قران را هم ندارند، ما که جای خود داریم.

خیلی از ما، فقط متن قران را روخوانی می‏کنیم و توجه درخوری را به معانی آیات نمی‏کنیم. خیلی‏ها اقدام به حفظ و خواندن با نوای زیبا می‏کنند، و بعضی‏ها هم کارهای فوق‏العاده مثل نوشتن قران‏های با دست‏خط خیلی بزرگ و خیلی کوچک و با جوهر طلا و این‏ها می‏کنند، که خوب البته تاکید می‏کنم که ثواب همه‏ی این‏ها در نزد خدا محفوظ است، ولیکن به نظرم اصل؛ چیز دیگری‏است…

طبق حدیث بالا معارف قرانی چهار مرتیه دارد؛ عبارت، اشاره، لطائف، و حقائق، و چهار مخاطب کلی؛ عوام، خواص، اولیاء، و انبیاء.

  1. قران مجیدفردی مثل من حتی از فهم ظاهر عبارات قران هم عاجز است. ما اگر بتوانیم دقیق‏ترین ترجمه را هم بخوانیم تازه می‏شویم جزو گروه اول که عوام باشند، “فالعبارة للعوام”. 
  2. اگر شروع به تأمل و تفکر کنیم و طالب معارف آن باشیم مثل طلاب و روحانیون، آن وقت برخی اشارات را هم متوجه خواهیم شد، “والاشارة للخواص”.
  3. اگر سال‏ها عمرمان را صرف قران و تهذیب نفس کنیم می‏شویم اولیاءالله، “و اللطائف للإولیاء“، افرادی مثل امام خمینی، علامه طباطبائی، آیت‏الله جوادی‏آملی.
  4. اما در نهایت هم کلید رمز حقایق قران در نزد پیامبر و اهل‏بیت محفوظ است، “والحقائق للإنبیاء”، چرا که تنها آنانند که به “مقام مکنون” راه دارند. از همین باب هم هست که احادیث و روایات ائمه معصومین جایگاه ویژه‏ای دارد.

در کنار ضعف شناخت زبانی، عوامل مهم‏تر دیگری از قبیل گناه و تبهکاری، الحاد و تقلید باطل از دیگران هم هست که باعث عدم توفیق بهره‏گیری همگان از قران می‏شود و قفل قلب انسان  می شود و از تدبیر در معرفت و اسرار قران باز می‏دارد: “آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند یا بر دل‏هایشان قفل‏هایى نهاده شده است۲”.

“ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمان آنچه در سینه‏هاست، و هدایت و رحمت برای مؤ منان۳”. گرچه قران برای هدایت همگان است، ولی انسان‏های پارسا و بیداردل از آن بیم‏ناک می‏شوند، از این روست که در کنار “انما إنت منذر من یخشیها۴” سخن از “و تنذر به قوما لدا۵و جهانى بودن اصل انذار دارد؛ زیرا قرآن به عنوان “للعالمین نذیرا۶”  نازل شد و کسانى که از انذار بهره مى برند بیدار دلان خدا ترسند و کسانى که از آن پند نمى گیرند و به سوء عاقبت گرفتار و مشمول وعیدهاى الهى مى شوند افراد لدود و لجوجند و مطالب فوق از آیاتى که به نمونه هاى آنها اشاره شد استفاده مى شود۷.

ان ‏شاء الله بتوانیم با خودسازی و اعمال نیک، توفیق تامل در قرانی که شفای دردهای روحی و عامل هدایت و رحمت مومنان است، را داشته باشیم.

پارسا باشید…

 

سید علی سنائی

(همیشه می توانید پست های جدیدم را به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

 

مأخذها:

۱/  مجلسی، محمدباقر، قرن ۱۱ ه.ق.، بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۷۸/
۲/ قران کریم، سوره محمد، آیه ۲۴، “إفلا یتدبرون القران إم على قلوب إقفالها”، ترجمه  محمدمهدی فولادوند.
۳/ قران کریم، سوره یونس، آیه ۵۷، “یا إیها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمة للمؤمنین”، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
۴/ قران کریم، سوره نازعات، آیه ۴۵/ (“تو فقط کسى را که از آن مى‏ترسد هشدار مى‏دهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
۵/ قران کریم، سوره مریم، آیه ۹۷، “فإِنما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا”. (“در حقیقت ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید و مردم ستیزه‏جو را بدان بیم دهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
۶/ قران کریم، سوره فرقان، آیه ۱، “تبارک الذی نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نذیرا”. (“بزرگ [و خجسته] است کسى که بر بنده خود فرقان [=کتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهنده‏اى باشد”.)
۷/ جوادی‏آملی، عبدالله، ۱۳۸۴، تسنیم، جلد ۱، صفحه ۳۸، چاپ ۵/ قم: اسراء.

۳۱

تبریک رمضان و نام جدید وبلاگ

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ شخصی٬ مذهبی

 

اول از همه حلول ماه مبارک رمضان مبارک باشه. امیدوارم خدا به ما توفیق درک حقیقت و بصیرت دیدن باطن این ماه به خصوص شب‏های قدرش رو بده.

ramezan

خوب، حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که اسم بلاگم رو از “ینصرون” به اسم دیگه‏ای تغییر بدم. معیارهام هم این بود که عبارت حتی المقدور کوتاه، کم بخش، ارزشی، پرمعنا، فارسی، و دات کام‏ش آزاد باشه و البته با حروف ابتدایی الفبا هم شروع بشه. خلاصه حوالی روز سیزده رجب به فکر “آرمان‏گرا” افتادم و از قضا بیشتر اون معیارها رو پوشش می‏داد. این نام رو دامنه دات‏کام و فیس‏بوک و فرندفید و توئیتر و یوتیوب‏ و فیدبرنرش ثبت کردم. خلاصه که از انتخابم راضیم. ان‏شاءالله بتونم مطالبی که می‏نویسم هم مفید باشه. البته که باطن؛ مطلبه، و اسم و پوسته و رنگ و لعاب؛ ظاهره فقط.

البته توی این چند روزه تو راه رفت و برگشت به سرِکار، سه چهارتا پست تو قطار نوشتم. حالا در چند روز آینده این‏جا خواهم گذاشت، به امید خدا.

الان که دارم می‏نویسم لندن سحره، من سحریم رو خورده‏ام، دارم قهوه می‏خورم با شیرینی لبنانی، چهل دقیقه دیگه هم اذونه. به دعای افتتاح با صدای حاج رضا بکایی هم دارم گوش می‏دم الان و بسی حظ می‏برم. اهالی ساکن تهران حتما سعی کنن نیمه شبی برن مسجد امام حسین مراسم بکائی رو، با اکثر دیگر دعاخون‏ها متفاوته ایشون. دعاگوی دوستان خواهم بود و التماس دعای فراوون هم دارم.

آمرزیده باشید…

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

۲۵
خرداد

سوالاتی تلخ پیرامون وقایع اخیر انتخاباتی

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی

 

خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.

خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…

  1. مدرک و منبع مخدوش شدن آرای مردم و عدم همکاری شورای نگهبان چیست و کجاست؟ به چه کیفیت و نسبتی است؟ آیا خلاف روال سابق و قانونی است؟ در کدام شهر یا روستا؟ به چه میزان؟
  2. موسوی در بیش از ۹۵% صندوق‏ها نماینده داشته و زیر فرم ۲۲ را هم امضاء کرده اند. به ۲۰۰ و اندی نماینده اجازه داده نشده چون مدارکشان کامل نبوده. بقیه ۵۷۸۳ نفر نماینده چه طور؟
  3. سایت وزارت کشور شب قبل اعلام پیروزی احمدی‏نژاد را هیچ وقت نکرد. به مرور که آرا خونده می شد، به مرور زمان نتایج را اعلام می کردند. اول از روستاها شروع شد و همین طور که به شهرها و در نهایت به تهران می رسیدند، آرای موسوی بیشتر و احمدی نژاد کم تر می شد. البته شاید اشتباه کردند که از اول به تفکیک شهرها اعلام نکردند، البته الان در دسترسه، ولی باز دلیل تقلب نیست، صرفا ایجاد شک می تونه بکنه. 
  4. چرا و چگونه بوده که به صورت خاص موسوی و اطرافیانش از هفته ها پیش بر طبل تقلب می زده اند؟ آیا این صحیح است؟ آیا این ها تهمت نیست؟ آیا این به صلاح مملکت بوده؟ آیا مدرکی داشتند؟ آنانی که حاضرند آمار جابه جا کنند و بیایند به دیگران تهمت بزنند و دروغ بگویند و چهره مملکت را به هر قیمتی سیاه نشان بدهند، آیا اگر از قبل یا بعد از انتخابات مدرکی داشتند ارائه نمی کردند؟
  5. چرا موسوی ساعت ۱۱ شب جمعه اعلام پیروزی قاطع کرده و خود را رئیس جمهور اسلامی ایران می نامد؟ آیا این قابل مقایسه با حرف های انتخاباتی احمدی نژاد است که گفت “آن ها باور کرده اند که صحنه را واگذار کرده اند و ملت به صحنه آمده است و بازی را باخته اند و به دنبال ایجاد تنش هستند، من خواهش می کنم آرامش رو حفظ بکنید…” (اواخر نطق دفاعیه) آیا موسوی و کروبی لابه لای صحبت های انتخاباتی چنین حرف هایی را نمی زدند – که اشکالی هم ندارد. آیا موسوی هم تبلیغ انتخاباتی و صرفا پیش بینی کرد ساعت ۱۱ شب جمعه یا این که اعلام پیروزی کرد؟
  6. چرا موسوی کنفرانس خبری شنبه ظهر را با عجله و دست پاچگی به جمعه شب تغییر داد؟
  7. موسوی، زهرا رهنورد، عفت هاشمی چرا هنگام رای دادن گفت اگر موسوی رای نیاورد حتما تقلب شده؟ همسر هاشمی چرا به مردم می گوید به خیابان ها بریزید؟
  8. چرا تمام رسانه های شیطانی غربی مثل تلویزیون صدای امریکا (با بودجه دولت امریکا)، رادیو فردا (با بودجه کنگره امریکا)، رادیو زمانه (با بودجه پارلمان هلند)، سی ان ان، بی بی سی (نیاز به توضیح ندارد!) و … در این مدت از موسوی و کروبی حمایت کرده اند؟ چرا هر وقت از موسوی نام می بردند از او به عنوان کاندیدای پیشتاز یاد می کردند و او را از پیش پیروز القاء می کردند؟
  9. منفعت غرب از پیروزی موسوی و کروبی در چیست؟
  10. صدای امریکا به صورت مداوم و علنی مردم رو ترقیب به هجوم به خیابان ها می کنه. بی بی سی هم با زیرکی مختص خودش، و البته موثرتر، با استفاده ابزاری و مصاحبه با عوامل دسته اولی و چندمی اغتشاشات و هم فکرانشان همین رو تشویق و القاء می کنه.
  11. آیا اطرافیان درجه یک موسوی و کروبی به غیر از مصاحبه و ایجاد خوراک با آن رسانه ها کاری دیگری را اول نمی توانستند بکنند؟ آیا این مقرضانه نبوده؟ اگر هم نبوده، آیا این ها اگر زمام امور را در دست می گرفتند تاب اولین فشار سیاسی را میاوردند و می توانستند در یک فضای منطقی با اهرم های قانونی و یا نیروهای داخلی آن را حل کنند؟ یا این که در کوچک ترین ناملایمت، اگر مثل گذشته دست به نق نق و استعفا و قهر نمی زدند، سریعا دست به دامان رسانه های غربی می شدند؟
  12. آیا حمله به بانک ها و فروشگاه ها و آتش زدن اتوبوس‏ها و موتورهای پلیس و تخریب اموال عمومی و غیره که اموال بیت المال است کار افرادی غیر از اراذل و اوباش می تواند باشد؟ آیا کار این افراد قانونی است؟ آیا انسانی است؟ آیا پلیس باید نظاره گر اغتشاشات باشد و برخورد نکند؟ غیر از این است که بعد از تذکرهای مکرر باید با جدیت وارد عمل شود؟
  13. آیا شکی داریم که نظام ما را کودتاهای رنگین تهدید می کند؟ آیا شکستن قانون و نافرمانی های مدنی از اولین قدم های آن نیست؟
  14. مسئول اصلی خرابی و خون هایی که ریخته می شه، ولو اگر در انتخابات تقلب شده باشه، به عهده میرحسین موسوی است. چرا که حتی اگر واقعا تقلب هم شده باشه، باز اول باید از مجاری قانونی عمل می شد. که متاسفانه نشده. امروز اگر در راه پیمایی اتفاقی بیافته باز به گردن موسوی است.
  15. آیا رهبری، در پیامشان به ملت متذکر نشدند که ” گمان بر این است که دشمنان بخواهند با گونه‌هائی از تحریکات بدخواهانه، شیرینی این رویداد را از کام ملت بزدایند” به صورت خاص به نامزدان و طرف دارانشان تذکر به “هوشیاری کامل در برابر تحرکات بدخواهانه و پرهیز از هرگونه رفتار و گفتار تحریک آمیز و بدگمانانه” ندادند؟
  16. چه قدر موسوی و کروبی این تذکرات را آویزه گوش کرده اند؟ آیا اینان حقیقتا ولایت مدارند؟ صلاح جامعه را چه کسی بهتر تشخیص می دهد؟ شرعا و قانونا جای فرمانده و فرمانبر کجاست؟ مگر این گفته امام خمینی نیست که “پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به این مملکت آسیب نرسد”؟ مگر اینان در ظاهر سنگ امام را به سینه نمی زنند؟ 
  17. آیا امام نفرمودند؛ ملاک، حال فعلی افراد است؟
  18. موسوی و کروبی جای تشویش اذهان عمومی چرا از شیوه قانونی عمل نکردند، مثل رضایی به ارائه نامه و مستدلات به شورای نگهبان و تقاضای رسیدگی به صورت منطقی اقدام نکردند؟ یک راست اعلام به عدم قبولی و تقاضای ابطال نتایج می کنند. این منطقی است؟
  19. در کشوری مثل امریکا، در سال ۲۰۰۰ که رقابت اصلی بین ال گور و جورج بوش بود، ظن قوی ای می رفت که بوش تقلب کرده. گور به صورت قانونی پروسه پی گیری و شکایت را شروع کرد، ولیکن در کم تر از یک هفته متوجه شد که این به نفع منافع ملی و ثبات کشورشان نیست. آیا این آقایان نیمی از این فهم سیاسی را ندارند که حداقل اقدام صحیح قانونی انجام دهند؟
  20. مگر این غیر عادی است که نامزدها امید به پیروزی داشته باشند و بعضا جا بخورند از عدم پیروزیشان؟ آیا دیگران مشابه این سندرم توهم پیروزی را نداشته اند؟ مگر کسی چهار سال پیش فکر می کرد هاشمی انتخاب نشود؟ آیا همین حرکات بایست انجام می شد؟
  21. اطرافیان و مشاوران موسوی و کروبی و حامیان داخلیشان چه کسانی هستند؟ کرباسچی، عبدالله نوری، مهاجرانی، ، ابطحی، سروش، حجاریان، مرعشی، رضا خاتمی، بهزاد نبوی، سازگارا، عطریانفر، مزروعی، تاج زاده، رمضان زاده، فاتح، زید آبادی و امثال این ها (که تازه خوباشن!) که کارنامه اشان سیاه از حرکات قانون گریزانه علیه منافع ملی است. کدام این ها چهره ی ولایت مدارانه دارند؟ آیا این ها از هر فرصتی سوء استفاده نکرده اند برای ضربه به نظام و جایگاه ولایت فقیه؟ دار و دسته اینان نبودند که آن حرکات را در مجلس ششم و دولت هفت و هشت انجام دادند؟
  22. اینان دست پیش گرفته اند که پس نیافتند. مستقیما ولی فقیه را هدف گرفته اند و خود جار می زنند که آی جمهوریت نظام از دست دارد می رود. عجـــــــــب!
  23. اینان به گفته رهبری یا خائنند یا بسیار غافلند.
  24. هاشمی چرا به رهبری نامه ای به آن شکل گستاخانه می نویسد؟ آیا آن طرز نگارش ایجاد اتحاد و وفاق ملی می کند؟ ایشان به عنوان یکی از وزنه های نظام و یا حداقل یک ایرانی قطعا حقشان برای نامه نگاری حتی به صورت سرگشاده محفوظ است، هیچ اشکالی ندارد. اما با چه کیفیتی؟ ایشان آیا صرفا نصیحت برادرانه و دوستانه کرده اند و می شود تهمت های لفافانه ایشان را در سه جا نادیده گرفت؟ آیا قیاس احمدی نژاد به بنی صدر صحیح است؟ آیا سیاه نشان دادن چهره کشور صحیح است؟ اگر بگوئیم هاشمی به عنوان رئیس خبرگان نامه نوشته، کجای نامه اثری از خبرگان هست؟ چرا از این که از فرزندانش حرف زده شده گلایه می کند پس؟ آیا ایشان با اعضای خبرگان مشورتی کرده اصلا؟
  25. طبق اصول ۱۰۸ و ۱۱۱ قانون اساسی از وظایف‏ خبرگان رهبری نظارت و تشخیص به احراز شرایط فرد برای رهبری است. ابدا اجازه دخالت در عملکرد وی را ندارند. بنابراین فرض بر نگارش نامه هاشمی از این جایگاه بی معناست چرا که غیرقانونی است.

چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.

به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدی‏نژاد باشه و ما نمی‏دونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.

بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.

البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.

اگر استدلالی هست، بفرمایید…

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

 

- - - - - - - - - - - - - -

پی نوشت ۱:این مقاله رو حتما مطالعه کنید؛ نقد استدلال‌های آقای موسوی برای تقلب در انتخابات. دوست داشتید بیاید با هم در موردش تبادل نظر کنیم.

پی نوشت ۲: تعداد نظرات (و فحش ها) که دریافت کرده ام زیاده، و من بیشتر صبح و عصرها در مسیر منزل و کار در قطار می تونم با دقت این ها را بخونم و جواب بدم. از عزیزانی که وقت می ذارن و بعضا جواب های مفصلی می دن ممنونم. ولی خواهشا تامل کنید و مستدل، منطقی و با مدرک حرف بزنید و مرتبط بنویسید. این طوری سازنده تره.

۲۳
خرداد

اندر باب انتخاب مجدد یک خادم ملت

بدست سید علی سنائی در دسته احمدی‏نژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی

 

اول از همه تبریک به ملت عزیز و حماسه‏ساز ایران!

دوم این که همیشه از اول می‏گفتم هر کی رئیس جمهور شه، انتخاب ملته و حتما به صلاحمونه، و همه باید احترام بذاریم.

سوم، چه بهتر که حالا می‏دونم که انتخاب من، مثل اکثر مردم کشورمه.

عجب انتخاباتی بود! عجب از اون لحاظ که چهره چند نفری مشخص شد. وگرنه اراده و    خواست ملت ایران برای خیلی از ما عجبی نداشت، اگر در جریان مباحثات من باشید و وبلاگ بعضی از دوستانم مثل بحر و آهستان و غیره باشید؛ تایید می کنید این رو.

رضایی به انصاف بعد از احمدی‏نژاد اصلح این نامزدها بود. برنامه‏های خوبی هم داشت، گرچه در عملی بودنش تردیدهای بی‏پاسخی بود. از نظر اخلاق هم به نسبت خوب بود، البته چند باری دست به تمسخر زد و غلوهایی می‏کرد، ضمن این‏که هیچ وقت توی نقدهاش از ۱۲ سال عقب‏تر نرفت، که این خودش یه پیامی داره. تنها مناظره‏ای که به منازعه کشیده نشد هم بین اون و محمود بود. در هر صورت امیدوارم ازش بیشتر استفاده بشه در آینده.

کروبی هم بعد از احمدی‏نژاد شجاع‏ترین و صریح‏ترین فرد بود. من همیشه ازش خوشم میومده و الان هم هنوز همین‏طوره. ولی این شیخ عزیز ما، خیلی این دفعه اشتباهی اومد. آخه کرباسچی معاون اول؟ واقعا فکر می‏کرد اکثر ملت ما مشکلشون آزادی بیان و این‏هاست؟ یه مشت دانشجوی جوگیر ان قدر ارزش وقت داشت؟ و و و… ولی چیزی که از این مرد خوشم میاد اینه که حرفش رو می‏زد و اونی بود که فکر می‏کرد درسته. دوستان خیلی دل بسته بودن به مناظرش و این‏که شاید انتقام موسوی رو از محمود بگیره، ولی باید بپذیریم که بد جوری خراب کرد و در اصل تو همون شبی که مناظرش با احمدی‏نژاد برگزار شد نسخش پیچیده شد.

موسوی هم که سوخت. خودش رو ارزون فروخت. نه برنامه داشت، نه شجاعت، و نه صداقت. خلاصه که گند زد، ناجور. از گند کاریاش بخوایم بگیم چند جلد کتاب می‏شه که البته مطمئنم دوستان زحمتش رو خواهند کشید. اخلاق غرغر و چغولی کردم رو هم که بعد از ۲۰ و اندی سال ترک نکرده.

البته نقش حجةالاسلام والمسلمین هاشمی هم ابدا قابل انکار نیست. خطبه‏ی نماز جمعش و گفته‏های خودش و اطرافیانش و نامه‏ی گستاخانش به رهبر انقلاب [مردم ایران] همه حجتی شد برای خیلی‏ها.

مشکل این حضرات اینه که با بطن ملت ارتباط ندارند و از مشکلات و خواسته‏های به حق و اصلیشون بی‏خبرند. فکر می کنند صدای حداقلیشون که خیلی هم اتفاقا بلندتر هم هست صدای اکثر ملته، اینه که اشتباه تحلیل، برنامه‏ریزی، عمل و پیش بینی می کنند و در نتیجه جا هم می خورند و وقتی با حقیقت مواجه می‏شن؛ شروع به هوچی‏گری و آسمون و ریسمون کردن و ننه من غریبم بازی در آوردن.

 

به هر حال محمود احمدی‏نژاد یک بار دیگه با رای قاطع ملت رئیس جمهوری اسلامی ایران شده، و مردم ایران همگی پیروز میدان دور دهم انتخابات ریاست جمهوری هستند.

 

اما چند موضوع هست که دارم تو ذهنم مرور می‏کنم که با شما هم به اشتراک می‏ذارم.

۱- باید خیلی هوشیار باشیم تا آتش فتنه فراگیر نشه و این سناریوی شایعه‏ها و شک‏هایی که بی‏بی‏سی و صدای امریکا و امثالهم به کمک سرکرده‏های ستاد موسوی تو این نصفه شبی راه انداختن پا بگیره و باید با درایت خنثی بشه.hashemi ahmadinejad koshoon

۲- موسوی با ناپختگی همیشگیش ساعت ۱۱ جمعه شب اعلام کرد که پیروز انتخاباته و غیر از این اگر باشه، یعنی در انتخابات تخلف شده و این‏که پی‏گیری خواهد کرد و ساکت نخواهد نشست.

۳- هاشمی به نفعشه که فعلا بشینه سر جاش، بلکه عصبانیت ملت کم بشه. اگر بخواد داد و غار راه بندازه و اقدامی کنه، هیچ بعید نیست به سرنوشتی به مراتب بدتر از منتظری خودش رو دچار کنه. به احترام گذشته انقلابی هاشمی به همین بسنده می‏کنم این‏جا.

۴- احتمال کمی می‏دم که رای‏ها بازشماری شه.

۵- شدیدا منتظر پیام و یا سخنرانی‏ای از رهبر انقلاب در مورد انتخابات این دوره و وقابع منحصر به فردش هستم، و طبیعتا خیلی پراهمیت و تاریخی خواهد بود.

۶- حالا نوبت باراک اوباما رئیس جمهور امریکاست که نامه‏ی تبریک به احمدی‏نژاد بنویسه. اگر غیر از این باشه به یقین به ضرر اوباما خواهد بود.

۷- اینی که به محمود رای دادیم، دلیل نمی‏شه که چشم و گوش بسته هر کار کرده و می‏کنه رو قبول داشته باشیم. ما به اصلح رای دادیم و ایشون هم معصوم و بی ایراد نیست. باید از گذشته تیزتر، قوی‏تر، ولیکن سازنده‏تر عملکرد دولت رو نقد کنیم و کمک کنیم به پیشرفت همه بعدی میهنمون.

۸- باز هم می‏گم که برنده این انتخابات ملت ایرانن، شعار نیست، واقعیته. کسی انتخابات مضحک همین بریتانیا یا اروپا رو دیده باشه می‏فهمه من چی می‏گم.

 

بازم هست، ولی دوست ندارم پست‏هام از حدی طولانی‏تر بشه.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)