شهید آوینی (فتح خون، فصل اول: آغاز هجرت):
“…عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است … یعنی باطن قبله را در امام پیداکن! اما ظاهرگرایان از کعبه نیز تنها سنگهایش را می پرستند . تمامیت دین به امامت است، …”
۱۹
آبان
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ فرهنگی
امروز سری به وبسایت آیت الله خامنهای زدم. صفحه اولش لینکی گذاشته شده بود به فایل پیدیافی که حکم رهبری به عزت الله ضرغامی برای انتصاب پنج ساله دوم ریاست سازمان صدا و سیما رو به صورت نمودار درختی کشیده. به طور کلی حکم رهبری برای من نکات آموزندهای داشت. البته بعضا خلاقیتهای دفتر ایشون هم جالبه، نمونش کشیدن امثال این نمودارها.
همین که داشتم یه نگاه گذرا می انداختم یه این نموداره، چشمم افتاد به “تعیین شاخصهای قابل اندازه گیری”. این همون کِیپیآی (Key Performance Indicator) هستش. و طلب نتیجه محسوس در سال اول. این شد که یه بار دیگه مرور کردم و دیدم که مواردی که در این نقشه راه اومده در عمل اسمارتر (SMARTER) هستند. افرادی که با مباحث مدیریتی آشنایی دارند علی القاعده به کیپیآی و اهداف اسمارت و اسمارتر و این چیزها آشنان. اسمارتر مخفف اینه (البته مخففهای دیگه هم رایجه):
بیشتر افراد به پنج شاخص اول اهمیت می دن، و بعضی ها من جمله خود من فقط به شاخص های دوم و پنجم؛ یعنی “قابل اندازه گیری” و “زمان دار” کار داریم. بقیش یا بدیهیه و یا کلیه. اون هایی که مشکل می تونن باشن و ایجاد مسئولیت می کنن در حقیقت؛ این دو شاخصست. بگذریم.
خلاصه؛ در عکس علامت زدم که چهطور این نقشه راه با شاخصهای بالا به نوعی همخونی داره. به خصوص دوتایی که اهمیت بیشتری داره.
حالا که حرف حکم رهبر انقلاب به رئیس صدا و سیما شد؛ نکته دیگهای که به نظرم در این نامه مشهود بود عدم رضایت خاص رهبری از وضعیت کلی صدا و سیماست. قالب نامه همچین چیزی رو به من القاء کرد. فکر کنم که کسی پیدا نشه ایرادهای اساسی به صدا و سیما نداشته باشه. کیفیت برنامهها در کل حتما بهتر شده؛ ولی روندِ پیشرفتش کُند و در قیاس به شبکههای جهانی اختلاف حرفهای گری زیادی داره. الیته من که کارشناس نیستم؛ ولی عنوان یه مخاطب نظرم اینه.
سید علی سنائی
۷
آبان
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ خاورمیانه٬ مذهبی
امسال میلاد امام هشتم مصادف شده با هشتمین روز هشتمین ماه سال هشتاد و هشت. ان شاء الله که عید بر همگی مبارک باشه و زیارت حرم مطهرش قسمتمون بشه.
پنج بار تاحالا ضریح حرم حضرت امام علی ابن موسی الرضا (ع) تعویض شده. آخرین بار این امر در سال ۱۳۷۹ انجام شد، که با حضور رهبر انقلاب همراه بود. امروز فیلم تعویض ضریح رضوی رو گذاشتم رو یوتیوب، گفتم اینجا هم بذارم که اون هایی که علاقه دارند تماشا کنند.
قسمت اول:
قسمت دوم:
بعد از این روی من و آینه وصف جمال - که در آنجا خبر از جلوه ذاتم دادند
———
سید علی سنائی
۲۹
شهریور
بدست سید علی سنائی در دسته احمدینژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی
ساعت پنج صبح به وقت لندن نشستم نماز و خطبه های عید سعید فطر رو تماشا کردم. تماشاش از این راه دور هم حتی خیلی شورانگیز بود. با توجه به قضایای پیش آمده در چند ماه اخیر، حضور برخی از چهره ها امروز قابل توجه بود، و البته شعف ناک از بُعد کم رنگ شدن بعضی نفاقها، و برگشت وحدتی که چندی است خدشه خورده.
همین که تماشا می کردم، از صفحه عکس انداختم. گفتم این جا با بقیه به اشتراک بگذارم:
خطبه ها:
۲۸
شهریور
بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ مذهبی
برگ تحویل می کند رمضان - بار تودیع بر دل اخوان
یار نادیده سیر، زود برفت - دیر ننشست نازنین مهمان
ماه فرخنده روی برپیچید - و علیک السلام یا رمضان
الوادع ای زمان طاعت و خیر - مجلس ذکر و محفل قرآن
بهر مردمان ایزدی بر لب - نفس در بند و دیو در زندان
تا دگر روزه با جهان آید - بس بگردد به گونه گونه جهان
بلبلی زار می نالید - بر فراق بهار وقت خزان
گفتم انده مبر که باز آید - روز تو روز و لاله و ریحان
گفت ترسم بقا وفا نکند - وره هر سال گل رمدبستان
روزه بسیار و عید خواهد بود - تیر ماه و بهار و تابستان
تا که در منزل حیات بود - سال دیگر که در غریبستان
مصلح الدین سعدی شیرازی
ان شاء الله طاعاتتون مقبول درگاه احدیت واقع شده و در سایه امام زمان (عج) سال خوبی براتون قلم خورده باشه.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)
۲۶
شهریور
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ مذهبی
زمانی که پنج سال اینها داشتم، با صدای محمدرضا شجریان آشنا شدم. برای من که در خارج از ایران زندگی میکردم، وقتی اسم ایران میآمد و من تصوری در ذهنم میکردم، صدای شجریان و شهرام ناظری حکم آهنگ زمینه اون تصور رو داشت. البته بیشتر شهرام ناظری رو دوست داشتم، و اون موقعها به آلبومهای “کیش مهر” و “آتش در نیستان”ش خیلی علاقه داشتم. یکی از برادرهای بزرگم بهم گفته بود که ناظری شاگرد شجریانه. حالا نمیدونم از این لحاظ میگفت که یعنی شجریان به مراتب بهتر از ناظریه و جای استادشه، یا اینکه واقعا شجریان استاد ناظری بوده. در هر صورت، صدای این دو نفر در خاطرات کودکی من جایگاه ویژهای داره.
بعدها که اومدیم ایران، صدای شجریان رو در ماه رمضان هم شروع کردم به شنیدن. “ربنا”ی معروفش، و شعر “این دهان” رو. هر شبِ هر ماه رمضانِ هرسال؛ اینه که این هم برای من جزئی از ماه رمضان شده بود، احتمالا مثل خیلی دیگه از ایرانیان.
دو-سه سال پیش، خدمت عزیزی بودم، بحث این پیش اومد که در این یکی-دو دههی گذشته؛ صدا و سیمای ما در تولید مناجات و اذانهای جدید خیلی ضعیف عمل کرده. سالهای ساله که شش-هفت اذان و چند تواشیح ومناجات داره تکرار میشه و نه نوآوریای شده، نه میداندهی به جوانی، و نه کشف استعدادی.
این قضیه بالا مثل عالم سیاستمون که چند چهره تکراری سالیان سال بود که مداوم دیده میشدند و یا فوقش یکی چند سالی غییشون میزد و بعد دوباره آفتابی میشد شباهت زیادی داره. یعنی ساختن چهره جدید که هیچ، کار به جایی میکشه که بایست عناصر منقضی شده به صحنه برگردند.
معتقدم جامعه ما زیادی فردگراست. جای اینکه اندیشههای فرد رو بر روش تامل کنند و قسمتهای صحیحش رو بپذیرند، خود فرد رو یا تمام کمال میپذیرند و یا تمام و کمال رد میکنند! یا اون رو میخوان تا اوج بالا ببرند، یا طرف رو اصلا حذف کنند؛ صفر و یک، سیاه و سفید. البته واقعا افرادی هم هستند که جایگاهشون در اوج باشه و افراد دیگری در پستی، ولی بالاخره افراد و عقایدی هم هست که حد بین اینها باشن. همه هم انسانند و ناقص و جایزالخطا. این نیست که زیر بار اشتباه کسی نریم، و اگر هم آخرش رفتیم، اون رو از اوج به زمین بزنیم.
خلاصه این روش برخوردها، مضرات زیادی داره. از جمله ایجاد غرور کاذب در اون افراد تکراری و زیادی بالارفته. نتیجه هم اینکه زیاد پیش میاد که این افراد امر بهشون مشتبه میشه و حرفهایی میزنند و اعمالی رو مرتکب میشن که به سرعت اونها رو در سراشیبی سقوط میاندازه، و متاسفانه حباب توهمی هم که خودشون و اطرافیانشون براشون ایجاد کردن هم بهشون اجازه نمیده که متوجه اشتباهاتشون بشن. البته، بعضیها هم ممکنه متوجه بشن، منتهی همون غرور و کبر بهشون اجازهی اظهار و برگشت رو نمیده.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)
۳۱
مرداد
بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ فرهنگی٬ مذهبی
کتاب الله عزوجل على ربعة إشیاء: على العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للإولیاء و الحقائق للإنبیاء۱.
یکی از اعمالی که در ماه رمضان انجام میدهیم؛ خواندن قران است. شکی نداریم که کار پسندیده و با اجری است. منتهی بیشتر ما زبان عربی را متوجه نمیشویم. در حقیقت خیلی از عرب زبانها هم توانایی نه تنها فهم که حتی روخوانی قران را هم ندارند، ما که جای خود داریم.
خیلی از ما، فقط متن قران را روخوانی میکنیم و توجه درخوری را به معانی آیات نمیکنیم. خیلیها اقدام به حفظ و خواندن با نوای زیبا میکنند، و بعضیها هم کارهای فوقالعاده مثل نوشتن قرانهای با دستخط خیلی بزرگ و خیلی کوچک و با جوهر طلا و اینها میکنند، که خوب البته تاکید میکنم که ثواب همهی اینها در نزد خدا محفوظ است، ولیکن به نظرم اصل؛ چیز دیگریاست…
طبق حدیث بالا معارف قرانی چهار مرتیه دارد؛ عبارت، اشاره، لطائف، و حقائق، و چهار مخاطب کلی؛ عوام، خواص، اولیاء، و انبیاء.
در کنار ضعف شناخت زبانی، عوامل مهمتر دیگری از قبیل گناه و تبهکاری، الحاد و تقلید باطل از دیگران هم هست که باعث عدم توفیق بهرهگیری همگان از قران میشود و قفل قلب انسان می شود و از تدبیر در معرفت و اسرار قران باز میدارد: “آیا به آیات قرآن نمىاندیشند یا بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است۲”.
“ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده، و درمان آنچه در سینههاست، و هدایت و رحمت برای مؤ منان۳”. گرچه قران برای هدایت همگان است، ولی انسانهای پارسا و بیداردل از آن بیمناک میشوند، از این روست که در کنار “انما إنت منذر من یخشیها۴” سخن از “و تنذر به قوما لدا۵” و جهانى بودن اصل انذار دارد؛ زیرا قرآن به عنوان “للعالمین نذیرا۶” نازل شد و کسانى که از انذار بهره مى برند بیدار دلان خدا ترسند و کسانى که از آن پند نمى گیرند و به سوء عاقبت گرفتار و مشمول وعیدهاى الهى مى شوند افراد لدود و لجوجند و مطالب فوق از آیاتى که به نمونه هاى آنها اشاره شد استفاده مى شود۷.
ان شاء الله بتوانیم با خودسازی و اعمال نیک، توفیق تامل در قرانی که شفای دردهای روحی و عامل هدایت و رحمت مومنان است، را داشته باشیم.
پارسا باشید…
سید علی سنائی
(همیشه می توانید پست های جدیدم را به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)
مأخذها:
۱/ مجلسی، محمدباقر، قرن ۱۱ ه.ق.، بحارالانوار، جلد ۷۵، صفحه ۲۷۸/
۲/ قران کریم، سوره محمد، آیه ۲۴، “إفلا یتدبرون القران إم على قلوب إقفالها”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.
۳/ قران کریم، سوره یونس، آیه ۵۷، “یا إیها الناس قد جاءتکم موعظة من ربکم و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمة للمؤمنین”، ترجمه ناصر مکارم شیرازی.
۴/ قران کریم، سوره نازعات، آیه ۴۵/ (“تو فقط کسى را که از آن مىترسد هشدار مىدهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
۵/ قران کریم، سوره مریم، آیه ۹۷، “فإِنما یسرناه بلسانک لتبشر به المتقین وتنذر به قوما لدا”. (“در حقیقت ما این [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختیم تا پرهیزگاران را بدان نوید و مردم ستیزهجو را بدان بیم دهى”، ترجمه محمدمهدی فولادوند.)
۶/ قران کریم، سوره فرقان، آیه ۱، “تبارک الذی نزل الفرقان على عبده لیکون للعالمین نذیرا”. (“بزرگ [و خجسته] است کسى که بر بنده خود فرقان [=کتاب جداسازنده حق از باطل] را نازل فرمود تا براى جهانیان هشداردهندهاى باشد”.)
۷/ جوادیآملی، عبدالله، ۱۳۸۴، تسنیم، جلد ۱، صفحه ۳۸، چاپ ۵/ قم: اسراء.
۳۱
بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ شخصی٬ مذهبی
اول از همه حلول ماه مبارک رمضان مبارک باشه. امیدوارم خدا به ما توفیق درک حقیقت و بصیرت دیدن باطن این ماه به خصوص شبهای قدرش رو بده.
خوب، حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که اسم بلاگم رو از “ینصرون” به اسم دیگهای تغییر بدم. معیارهام هم این بود که عبارت حتی المقدور کوتاه، کم بخش، ارزشی، پرمعنا، فارسی، و دات کامش آزاد باشه و البته با حروف ابتدایی الفبا هم شروع بشه. خلاصه حوالی روز سیزده رجب به فکر “آرمانگرا” افتادم و از قضا بیشتر اون معیارها رو پوشش میداد. این نام رو دامنه داتکام و فیسبوک و فرندفید و توئیتر و یوتیوب و فیدبرنرش ثبت کردم. خلاصه که از انتخابم راضیم. انشاءالله بتونم مطالبی که مینویسم هم مفید باشه. البته که باطن؛ مطلبه، و اسم و پوسته و رنگ و لعاب؛ ظاهره فقط.
البته توی این چند روزه تو راه رفت و برگشت به سرِکار، سه چهارتا پست تو قطار نوشتم. حالا در چند روز آینده اینجا خواهم گذاشت، به امید خدا.
الان که دارم مینویسم لندن سحره، من سحریم رو خوردهام، دارم قهوه میخورم با شیرینی لبنانی، چهل دقیقه دیگه هم اذونه. به دعای افتتاح با صدای حاج رضا بکایی هم دارم گوش میدم الان و بسی حظ میبرم. اهالی ساکن تهران حتما سعی کنن نیمه شبی برن مسجد امام حسین مراسم بکائی رو، با اکثر دیگر دعاخونها متفاوته ایشون. دعاگوی دوستان خواهم بود و التماس دعای فراوون هم دارم.
آمرزیده باشید…
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)
۲۵
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدینژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ سیاسی٬ فرهنگی
خوش بختانه یا بدبختانه در این دو سه هفته اخیر بیشتر زمانم صرف مباحثه، مطالعه، پی گیری اخبار سیاسی کشور و انتخابات از رسانه های داخلی و بیشتر خارجی و علیه نظام گذشته به طوری که زندگی شخصی و کاری ام را فلج کرده. این به این دلیل است که نه تنها شناخت عقلانی و منطقی حق از باطل اهمیت دارد بلکه باید خودم را وقف حمایت از آن حق کنم و جلوی تضییع و تخریب آن را هم بگیرم. این را یک وظیفه و نوعی جهاد می دانم. شعار نمی دهم.
خیلی-خیلی مطالب تو ذهنم داره می چرخه که می شه راجع به وقایع اخیر گفت. این جا فقط و فقط به چند مورد سوال و ادعا بسنده می کنم و باهاتون به اشتراک می ذارم…
چراها و مطالب حقیقتا خیلی زیادند، منتهی نمی خواهم کمیت باعث عدم دقت به کیفیت مطالب اشاره شده بشود. شاید بعدها فرصتی شد.
به تعبیری این اتفاقات، البته تا مرحله ای، برای ما خوب هم می تونه باشه. چرا که زیر همین فشارهاست که عضلاتمون رو منقبض و منبسط می کنیم، در نتیجه خودمون رو می سنجیم، نقاط ضعف و قوتمون رو می شناسیم، آمادگیمون بیشتر می شه و با عرقی هم که می کنیم مواد زائد و چرکین رو از بدنمون بیرون می کنیم (حتی اگر اون چرک احمدینژاد باشه و ما نمیدونستیم) و روح و جسممون رو تصفیه.
بر هر حال شکی نیست که دشمنان کوردل این نظام باز هم تیرشان به سنگ خواهد خورد و تقدیر الهی بر این خواهد بود که این اتفاقات در نهایت در جهت رشد آگاهی ملت و پیشرفت مملکت باشد، ان شاء الله.
البته شاید هم من اشتباه می کنم، شاید حق با طرف دیگر است، شاید هم حق اصلا با هیچ یک بلکه طرف سه و چهاری باشد. شاید نگرش من اشتباه باشد. قطعا اگر استدلال منطقی، مستند و کافی وجود داشته باشد، نظر آدم عاقل می تواند تغییر کند.
اگر استدلالی هست، بفرمایید…
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)
- - - - - - - - - - - - - -
پی نوشت ۱:این مقاله رو حتما مطالعه کنید؛ نقد استدلالهای آقای موسوی برای تقلب در انتخابات. دوست داشتید بیاید با هم در موردش تبادل نظر کنیم.
پی نوشت ۲: تعداد نظرات (و فحش ها) که دریافت کرده ام زیاده، و من بیشتر صبح و عصرها در مسیر منزل و کار در قطار می تونم با دقت این ها را بخونم و جواب بدم. از عزیزانی که وقت می ذارن و بعضا جواب های مفصلی می دن ممنونم. ولی خواهشا تامل کنید و مستدل، منطقی و با مدرک حرف بزنید و مرتبط بنویسید. این طوری سازنده تره.
۲۳
خرداد
بدست سید علی سنائی در دسته احمدینژاد٬ انتخابات٬ ایران٬ خاورمیانه٬ سیاسی
اول از همه تبریک به ملت عزیز و حماسهساز ایران!
دوم این که همیشه از اول میگفتم هر کی رئیس جمهور شه، انتخاب ملته و حتما به صلاحمونه، و همه باید احترام بذاریم.
سوم، چه بهتر که حالا میدونم که انتخاب من، مثل اکثر مردم کشورمه.
عجب انتخاباتی بود! عجب از اون لحاظ که چهره چند نفری مشخص شد. وگرنه اراده و خواست ملت ایران برای خیلی از ما عجبی نداشت، اگر در جریان مباحثات من باشید و وبلاگ بعضی از دوستانم مثل بحر و آهستان و غیره باشید؛ تایید می کنید این رو.
رضایی به انصاف بعد از احمدینژاد اصلح این نامزدها بود. برنامههای خوبی هم داشت، گرچه در عملی بودنش تردیدهای بیپاسخی بود. از نظر اخلاق هم به نسبت خوب بود، البته چند باری دست به تمسخر زد و غلوهایی میکرد، ضمن اینکه هیچ وقت توی نقدهاش از ۱۲ سال عقبتر نرفت، که این خودش یه پیامی داره. تنها مناظرهای که به منازعه کشیده نشد هم بین اون و محمود بود. در هر صورت امیدوارم ازش بیشتر استفاده بشه در آینده.
کروبی هم بعد از احمدینژاد شجاعترین و صریحترین فرد بود. من همیشه ازش خوشم میومده و الان هم هنوز همینطوره. ولی این شیخ عزیز ما، خیلی این دفعه اشتباهی اومد. آخه کرباسچی معاون اول؟ واقعا فکر میکرد اکثر ملت ما مشکلشون آزادی بیان و اینهاست؟ یه مشت دانشجوی جوگیر ان قدر ارزش وقت داشت؟ و و و… ولی چیزی که از این مرد خوشم میاد اینه که حرفش رو میزد و اونی بود که فکر میکرد درسته. دوستان خیلی دل بسته بودن به مناظرش و اینکه شاید انتقام موسوی رو از محمود بگیره، ولی باید بپذیریم که بد جوری خراب کرد و در اصل تو همون شبی که مناظرش با احمدینژاد برگزار شد نسخش پیچیده شد.
موسوی هم که سوخت. خودش رو ارزون فروخت. نه برنامه داشت، نه شجاعت، و نه صداقت. خلاصه که گند زد، ناجور. از گند کاریاش بخوایم بگیم چند جلد کتاب میشه که البته مطمئنم دوستان زحمتش رو خواهند کشید. اخلاق غرغر و چغولی کردم رو هم که بعد از ۲۰ و اندی سال ترک نکرده.
البته نقش حجةالاسلام والمسلمین هاشمی هم ابدا قابل انکار نیست. خطبهی نماز جمعش و گفتههای خودش و اطرافیانش و نامهی گستاخانش به رهبر انقلاب [مردم ایران] همه حجتی شد برای خیلیها.
مشکل این حضرات اینه که با بطن ملت ارتباط ندارند و از مشکلات و خواستههای به حق و اصلیشون بیخبرند. فکر می کنند صدای حداقلیشون که خیلی هم اتفاقا بلندتر هم هست صدای اکثر ملته، اینه که اشتباه تحلیل، برنامهریزی، عمل و پیش بینی می کنند و در نتیجه جا هم می خورند و وقتی با حقیقت مواجه میشن؛ شروع به هوچیگری و آسمون و ریسمون کردن و ننه من غریبم بازی در آوردن.
به هر حال محمود احمدینژاد یک بار دیگه با رای قاطع ملت رئیس جمهوری اسلامی ایران شده، و مردم ایران همگی پیروز میدان دور دهم انتخابات ریاست جمهوری هستند.
اما چند موضوع هست که دارم تو ذهنم مرور میکنم که با شما هم به اشتراک میذارم.
۱- باید خیلی هوشیار باشیم تا آتش فتنه فراگیر نشه و این سناریوی شایعهها و شکهایی که بیبیسی و صدای امریکا و امثالهم به کمک سرکردههای ستاد موسوی تو این نصفه شبی راه انداختن پا بگیره و باید با درایت خنثی بشه.
۲- موسوی با ناپختگی همیشگیش ساعت ۱۱ جمعه شب اعلام کرد که پیروز انتخاباته و غیر از این اگر باشه، یعنی در انتخابات تخلف شده و اینکه پیگیری خواهد کرد و ساکت نخواهد نشست.
۳- هاشمی به نفعشه که فعلا بشینه سر جاش، بلکه عصبانیت ملت کم بشه. اگر بخواد داد و غار راه بندازه و اقدامی کنه، هیچ بعید نیست به سرنوشتی به مراتب بدتر از منتظری خودش رو دچار کنه. به احترام گذشته انقلابی هاشمی به همین بسنده میکنم اینجا.
۴- احتمال کمی میدم که رایها بازشماری شه.
۵- شدیدا منتظر پیام و یا سخنرانیای از رهبر انقلاب در مورد انتخابات این دوره و وقابع منحصر به فردش هستم، و طبیعتا خیلی پراهمیت و تاریخی خواهد بود.
۶- حالا نوبت باراک اوباما رئیس جمهور امریکاست که نامهی تبریک به احمدینژاد بنویسه. اگر غیر از این باشه به یقین به ضرر اوباما خواهد بود.
۷- اینی که به محمود رای دادیم، دلیل نمیشه که چشم و گوش بسته هر کار کرده و میکنه رو قبول داشته باشیم. ما به اصلح رای دادیم و ایشون هم معصوم و بی ایراد نیست. باید از گذشته تیزتر، قویتر، ولیکن سازندهتر عملکرد دولت رو نقد کنیم و کمک کنیم به پیشرفت همه بعدی میهنمون.
۸- باز هم میگم که برنده این انتخابات ملت ایرانن، شعار نیست، واقعیته. کسی انتخابات مضحک همین بریتانیا یا اروپا رو دیده باشه میفهمه من چی میگم.
بازم هست، ولی دوست ندارم پستهام از حدی طولانیتر بشه.
سید علی سنائی
(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)