بایگانی برای دسته ’شخصی‘

۳۱
مرداد

تبریک رمضان و نام جدید وبلاگ

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ شخصی٬ مذهبی

 

اول از همه حلول ماه مبارک رمضان مبارک باشه. امیدوارم خدا به ما توفیق درک حقیقت و بصیرت دیدن باطن این ماه به خصوص شب‏های قدرش رو بده.

ramezan

خوب، حدود دو ماه پیش تصمیم گرفتم که اسم بلاگم رو از “ینصرون” به اسم دیگه‏ای تغییر بدم. معیارهام هم این بود که عبارت حتی المقدور کوتاه، کم بخش، ارزشی، پرمعنا، فارسی، و دات کام‏ش آزاد باشه و البته با حروف ابتدایی الفبا هم شروع بشه. خلاصه حوالی روز سیزده رجب به فکر “آرمان‏گرا” افتادم و از قضا بیشتر اون معیارها رو پوشش می‏داد. این نام رو دامنه دات‏کام و فیس‏بوک و فرندفید و توئیتر و یوتیوب‏ و فیدبرنرش ثبت کردم. خلاصه که از انتخابم راضیم. ان‏شاءالله بتونم مطالبی که می‏نویسم هم مفید باشه. البته که باطن؛ مطلبه، و اسم و پوسته و رنگ و لعاب؛ ظاهره فقط.

البته توی این چند روزه تو راه رفت و برگشت به سرِکار، سه چهارتا پست تو قطار نوشتم. حالا در چند روز آینده این‏جا خواهم گذاشت، به امید خدا.

الان که دارم می‏نویسم لندن سحره، من سحریم رو خورده‏ام، دارم قهوه می‏خورم با شیرینی لبنانی، چهل دقیقه دیگه هم اذونه. به دعای افتتاح با صدای حاج رضا بکایی هم دارم گوش می‏دم الان و بسی حظ می‏برم. اهالی ساکن تهران حتما سعی کنن نیمه شبی برن مسجد امام حسین مراسم بکائی رو، با اکثر دیگر دعاخون‏ها متفاوته ایشون. دعاگوی دوستان خواهم بود و التماس دعای فراوون هم دارم.

آمرزیده باشید…

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس. از این لینک دریافت کنید.)

۱
فروردین

درگذشت همسر امام خمینی

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ شخصی٬ فرهنگی٬ مذهبی

 

انا لله و انا الیه راجعون

بانو خدیجه ثقفی، همسر مکرمه امام خمینی امروز شنبه اول فروردین ۱۳۸۸ در سن ۹۳ سالگی درگذشت. ارتحال ایشان را به بیت امام و دوست‏داران آن حضرت تسلیت می‏گویم و از خداوند غفران ایشان را مسئلت می‏کنم.

ایشان یقینا بانوی برزگوار و صبوری بودند که در طول رنج‏ها و سختی‏های مبارزه، تبعید و شهادت فرزند همراه بنیان‏گذار انقلاب بودند و بعد هم هجران امام و فرزند دیگرشان. نقش ایشان قابل انکار نیست ولی برای ما قابل درک هم نیست.

چند سال پیش چندتا ار مکاتبات امام با ایشان منتشر شد. قسمت‏هایی از یکی از این نامه‏ها که امام از لبنان نوشته رو این‏جا میارم:

…تصدقت شوم، الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه قلبم منقوش است.
عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد؛ ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد، خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است، فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد…

…ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله

 

بیشتر در مورد همسر امام: خانم ایران – وبلاگ آذر نوشته فرید مدرسی

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۳۰
اسفند

نوروز ۱۳۸۸ مبارک باد

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ ایران٬ شخصی٬ فرهنگی

 

بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طـرحی نو در انـدازیم
اگر غم لشگر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم

Norouz Nowruz

 

امام صادق علیه السلام می‌فرماید: نوروز روزی‏است که در آن پیامبر صلی الله علیه و آله برای حضرت علی علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت و آنا‏ن‏که آن‏جا بودند به ولایت آن حضرت اقرار کردند و خوشا به حال کسی که آن را نگه‌داشت و بدا به حال کسی که آن را زیر پا نهاد.

نوروز روزی‏است که در آن پیامبر صلی الله علیه و آله حضرت علی علیه السلام را با وادی جنیان مواجه کرد و از آنان میثاق گرفت.

نوروز روزی‏است که در آن علی علیه السلام در جنگ نهروان پیروز گشت.

نوروز روزی‎است که در آن قائم ما اهل بیت ظاهر می‌شود و خداوند او را بر دجال پیروز می‌سازد.

و نوروزی نیست که ما در آن منظر فرج نباشیم چرا که آن روز از برای ماست.

ایرانیان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بین بردید.

و این [نوروز] اولین روز سال ایرانیان است.

معلی می‌گوید: حضرت [این مطالب را بر من] املاء کردند و من نوشتم.

و نیز معلَّی می‌گوید:

در صبح‏گاه نوروز خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم.

امام برمن فرمودند: معلی! آیا می‌دانی امروز چه روزی‏است؟!

عرض کردم: نخیر، ولی [همین‌قدر می‌دانم] روزی‌است که ایرانیان آن را روز بزرگی می‌دانند و گرامی‌اش داشته و در آن روز بر هم تبریک می‌گویند.

امام فرمودند: قسم به خانه خدا که این روز برای امر بزرگی است که آن را برایت شرح می‌دهم تا بدانی.

عرض کردم: یادگیری این مطب برایم دوست‌داشتنی‌تر از این است که عمری جاودان یابم؛ خداوند دشمنان شما را نابود سازد.

امام فرمودند: معلی! نوروز روزی‏ا‌ست که خداوند در آن از انسان پیمان گرفت که او را بپرستند و برایش شریک قائل نشوند و به دین فرستادگانش گروند.

نوروز روزی‏است که خورشید برای اولین بار طلوع کرد و بادهای بارور ساز وزید و گل‏های زمین آفریده شد.

نوروز روزی‏است که کشتی حضرت نوح [بعد از طوفان ] بر فراز کوه جودی ساحل گرفت.

نوروز روزی‏است که فرشته وحی، جبرائیل علیه السلام بر پیامبر اسلام نازل شد.

نوروز روزی‏است که حضرت ابراهیم بت‏های قوم خود را شکست.

و نوروز روزی‏است که پیامبر اکرم حضرت علی علیه السلام را بر دوش خود بلند کرد تا بت‏های قریش را در‌انداخته و درهم شکند.

 

_____________________________________

منبع: بحار الأنوار : ۵۶ / ۱۱۹ .

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۱۹
اسفند

نامه ای به رییس قوه قضاییه درباره حسین درخشان

بدست سید علی سنائی در دسته اسرائیل٬ ایران٬ شخصی٬ قضائی

 

بسم الله الرحمن الرحیم

« یا ایّها الذین آمَنُواْ کُونُواْ قوّامین لِلّه شُهَداء بالقسط ولا یجرمنّکُم شنآنُ قوم على أَلاّ تَعدِلُوا اِعْدِلُوا هوَ أَقربُ لِلتَّقوى واتّقوا اللّه انَّ اللّهَ خَبیرٌ بما تعملُون» (مائده /۸)

حضور محترم حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی

ریاست محترم قوه قضاییه

با سلام و احترام

همانگونه که مستحضر هستید «حسین درخشان» یکی از وبلاگ نویسان ایرانی از حدود چهار ماه قبل در بازداشت به سر می برد. امضا کنندگان این نامه به عنوان جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان و معتقد به آرمانهای انقلاب اسلامی قصد دفاع از همه مواضع و رفتارها و اقدامات نامبرده در گذشته را ندارند. لیکن تاسی به «شهداء بالقسط» ایجاب می کند که گواهی دهیم «درخشان» در سالهای اخیر نه تنها به خطاهای خود معترف بوده و از برخی نوشته ها و اقدامات گذشته ابراز ندامت کرده بود، بلکه در فضای وبلاگستان و در رسانه های خارجی به عنوان یکی از مدافعان انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلام شهرت یافته بود.

طبیعی بود که برخی نسبت به ریشه های تغییر مواضع او تردیدهایی داشته باشند و ملاحظاتی را پیرامون او مد نظر قرار دهند. اما آنچه روشن است اینکه «درخشان» بواسطه مواضع اخیرش و همچنین اطلاع رسانی پیرامون روابط و عمکرد برخی عناصر سیاسی و رسانه ای فعال در خارج از کشور، به شدت مغضوب مخالفان نظام و انقلاب واقع شده بود. این افراد و گروهها علاوه بر ساماندهی حملات سنگین تبلیغاتی و رسانه ای علیه او، کار را به اقامه دعوای حقوقی در دادگاهها نیز کشاندند. به جهت همین خصومتها بود که خبر بازداشت او بیش از همه موجب خشنودی اپوزیسیون گردید. رسانه های خبری فارسی زبان در خارج کشور بر خلاف رویه معمول خود نه تنها جنجالی درپی بازداشت او  برپا نکردند بلکه تا مدتها حتی از پخش کوچکترین خبری درباره او خودداری می کردند.

امضا کنندگان این نامه اطلاعی از محتوای پرونده «حسین درخشان» ندارند اما به نظر می رسد  بازداشت طولانی مدت او با اتهامی که رسما در مورد او مطرح شده است چندان تناسبی نداشته باشد. خصوصا با توجه به اینکه درخشان با مواضع و فعالیتهای اخیرش آشکارا قدم در راه جبران گذشته برداشته بود. بی تردید اگر او در ایام حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه در بازداشت نبود، از قلم و وبلاگ خود جهت افشای هرچه بیشتر آن جنایات و دفاع از مردم مظلوم غزه استفاده می کرد. به این می اندیشیم که اگر «درخشان» صادقانه در نظرات و عملکرد گذشته اش تجدیدنظر کرده باشد، چنین برخوردی چه پیامی برای او و امثال او خواهد داشت؟

ما وبلاگ نویسان مسلمان علی رغم تفاوت اعتقادات، دیدگاهها و سلایقمان با «حسین درخشان»، آشنایی با وبلاگ نویسی را بی واسطه و یا با واسطه وامدار فعالیتهای آموزشی پیشگام او در عرصه وبلاگ نویسی در ایران هستیم. به حرمت دانستن و آموختن، از حضرتعالی تقاضا داریم با توجه به شرایط خاص این فرد و خانواده متدین و صبور او، دستور فرمایید در رسیدگی به پرونده او رأفت و رحمت اسلامی لحاظ گردیده و بازداشت او خاتمه یابد.

پیشاپیش از عنایت و التفات حضرتعالی سپاسگزاریم.

با آرزوی توفیق

جمعی از وبلاگ نویسان مسلمان

 

شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ

محمد آل حبیب (آقازاده)

شهاب اسفندیاری (نقد فرهنگ)  

امیر رضا باقرپور شیرازی (وب نوشت ها)

احمدرضا بلیغ (انگار)

صفر پور عباس (سلمان)

محمد حسن جلالی (نم نمک)

امید حسینی (آهستان)

محمد گل آرا حمزه (دادابیس)

هاتف خالدی (خرچنگ زاده)

سید کمال الدین دعایی (شق القلم)

احمد ذوعلم (تله پاتی)

صالح زمانی (گذر لوطی صالح)

سید علی سنایی (ینصرون)

رحمت الله صدیق سروستانی (جامعه شناسی زمینی)

سجاد صفار هرندی (خصوصی نیست)

محمد علی طائبی (میهن پرست)

هستی عالی (گوش قرمز)

حمیدرضا علاقه‌بند (گردباد)

سید علی علوی (نسل سومی)

حامد فتاحی (آرمانشهر)

سید علی کاشفی خوانساری (کاشفی دات نت)

سینا کمالخانی (اندیش‌ناک)

حسین کمیلیان (سینماتوگراد)

مسعود لواسانی (جعبه خاطرات)

داوود مرادیان (هیس)

مجدالدین معلمی (سه الف)

سید مرتضی هاشمی مدنی (کلمه)

محمد الیاس (واژگون)

(تارنما)

(یهود شناخت)

(نبشته‌ هایی برای بودن)

 

———————————————

پی‏نوشت:

اصل نامه در این پست می‏باشد، در ص

ورت تمایل به امضاء در قسمت نظرات اعلام کنید یا به shb_esf@yahoo.com ایمیل بفرستید.

اگر هم وبلاگ دارید و مقدور بود این نامه رو در وبلاگ خودتون هم قرار بدید.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۱۱
بهمن

بچه‏های دیروز و امروز

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ سیاسی٬ شخصی٬ فرهنگی

قدیم‏ها بعضا بچه‏ها کار می‏کردند و کمک‏خرج خانواده‏هاشون بودند. الان بچه‏ها کار می‏کنند ولی خوانواده‏هاشون باید کمک‏خرجوش باشند! البته نه برای همه، ولی برای بیشترین‏ها.

یکی از دلایلی که اون وقت‏ها پسر بیشتر دلشون می‏خواست هم همین بود که چند سالی که بگذره این پسر بزرگ می‏شد و سر زمینی ساختمونی دکونی جایی کار می‏کرد و هم خرج خودش رو در میاورد و چه بسا به دخل خونه هم کمک می‏کرد. اون موقع‏ها استاندارد زندگی پایین‏تر بوده و سطح توقع‏ها هم همین‏طور.

حالا چی شده؟ هیچی! بچه‏ها رو باید از اون موقع که به دنیا میان براشون کالسکه‏ی خوب، تخت خوب، پستونک خوب، لباس‏ و کیف و کفش‏های خوب، و خیــــــــــــلی چیزهای خیلی خوب دیگه، بعد هم مهد‏کودک، پیش‏دبستانی، مدرسه، کلاس‏های زبان و خط و ورزش و نرمش و فوق‏العاده و خارق‏العاده و کنکور زهرماری و بعد هم دانشگاه. بعد از این‏ها حالا موقع ازدواج که بشه؛ اگر پسر باشه که باید خونه داشته باشه و اگر هم دختر باشه جهیزیه. بعد هم که می‏رن سر خونه و زندگی‏شون باز هم لنگ پدر و مادرن. عجب وضعیتیه!

بعضی وقت‏ها با خودم فکر می‏کنم که چرا این‏طوری شده. به خصوص از این چند ماه اخیر که خودم هم بابا شدم. البته منظورم این نیست که نگران مخارج بچه‏ام، الان زوده واسه این حرف‏ها، بیشتر موضوعی که از ذهنم گذر کرده رو نوشتم.

الان یعضی‏ها ممکنه بگن گرونی و این چیزها، باشه درست؛ ولی این‏ فقط نیست! تغییر سطح توقع، الگوهای زندگی، روش‏های تربیت، فرهنگ مردم و دیگر مسائل هم دخیله. البته بیشتر مردم شهرنشین‏ مد نظرمه.

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۲۰
دی

سلام دنیا

بدست سید علی سنائی در دسته شخصی

خیلی وقته که می خوام وبلاگ فارسیم رو شروع کنم، ولی به خیلی دلایل نامحکمی نمی شد! به طور کلی وبلاگ نویسی رو اوایل سال ۲۰۰۷ یا به عبارتی اواخر ۱۳۸۵ در بلاگ انگلیسیم شروع کردم و هی امروز و فردا کردم که فارسی هم بنویسم. خلاصه این امروز و فرداها تا به امروز که دی ماه ۱۳۸۷ و ژانویه ۲۰۰۹ مصادف با محرم ۱۴۳۰ طول کشید، دو سال! مثل آدم هایی که می خوان سیگار رو ترک کنن یا شروع کنن به ورزش کردن و کم تر غذا خوردن این حرف ها و سالیان سال طول می کشه تا شاید شروع کنند.

قصد ندارم این پست رو طولانی کنم؛ ولی من تو کارم یه توصیه ی مهمی که به مشتریانم می کنم اینه که فقط از یه جایی شروع کنند و هی نرن تو خط این که چه جوری خیلی به گنده کردن قضیه گیر بدن. حالا بعدا می گم کارم چیه، البته برای اون هایی که نمی دونن، والا هر کی یه کم اسمم رو جستجو کنه می فهمه. خلاصه هی می گفتم بذار صفحه کلید فارسی گیر بیارم، بین ووردپرس یا مووبل تایپ یا بلاگ سپات یکی رو انتخاب کنم، یه طراحی قشنگ بکنم، ساختار، صفحه و لیست ها و غیره ذلک رو درست کنم بعد شروع کنم به نوشتن. لب کلام این که حالا به این نتیجه رسیدم که باید اول شروع کنم فقط به نوشتن تا حالا بعدا به قرتی بازی های وبلاگی برسم، اصل رو بچسب، حالا تا فرع. از نظر قر و فر و قابلیت های ویژه و حرفه ای خیلی ایده ها دارم که ان شاء الله وقت بشه انجام می دم.

بالاخره همتی شد و طلسم نوشتنم شکسته شد. امیدوارم خدا کمک کنه و بتونم ادامه بدم که ادامش از شروعش سخت تره. کلا تو این وبلاگ نظرات شخصیم رو در مورد مسائل روزمره، سیاسی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بعضا خاطراتم رو می نویسم. علی القائده به مرور زمان تخصصی تر می شه.

قبل از این که این پست رو تموم کنم این رو هم بگم که یه اسمی هم برای بلاگم در نظر دارم که قطعی نشده: “ینصُر” یا “ینصُرون“. جریانش هم اینه که یه روز قران رو به همین نیت باز کردم و صفحه ای که چند بار این کلمات توش تکرار شده بود اومد. البته دامنه های اینترنتی این اسم ها رو هم ثبت کردم. حالا تا ببینم چی می شه. فعلا حالا عنوان بلاگ اسم خودمه.

راستی، الان دارم به این گوش می دم، خیلی قشنگه.

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)