نوشته‌ها با برچسب ’فرهنگ‘

۴
اسفند

مستند “ایران و غرب – کشمکش هسته‏ای”

بدست سید علی سنائی در دسته اجتماعی٬ احمدی‏نژاد٬ اسرائیل٬ اقتصادی٬ امریکا٬ ایران٬ بریتانیا٬ جنگ٬ خاورمیانه٬ سیاسی٬ فرهنگی٬ نظامی٬ هسته‏ای

 

این هم قسمت سوم و آخر مستند بی‏بی‏سیِ “ایران و غرب” که “کشمکش هسته‏ای نام داره. قسمت اول خیلی ناب و جالب بود، ولی هر چی به قسمت سه می‎‏رسه از حالت بی‏طرفی در میاد و روال معمول بی‏بی‏سی خودش رو نمایون می‏کنه.

این ترفند همیشگی‏شونه که اول حسابی نظر و اعتماد مخاطب رو جذب می‏کنن و به مرور مفاهیم مورد نظرشون رو القاء می‏کنن. به خصوص این‏که تاریخ رو که رو به  عقب می‏ری از حساسیت طبقه‏بندی اطلاعاتش کاسته می‏شه و بی‏پرواتر می‏شه افشاش کرد، ولی به زمان حال که نزدیک می‏شن دیگه بیشتر  باید با مقاصدشون منطبق کنن.

شاید ۲۰-۳۰ سال دیگه که بی‏بی‏سی دوباره در مورد برنامه هسته‏ای ایران مستندی تهیه کنه بیشتر بتونه به واقعیت‏ها بپردازه چرا که آب از سرشون گذشته و مطالب بیشتر قابل ارائه به عموم خواهد بود.

قسمت اول این سری “مردی که دنیا را تغییر داد” و قسمت دوم هم “حکومت مطرود” عنوانشون بود.

ضمنا  اصلا نمی‏فهمم چرا خیلی از حضرات  به‏خصوص خارج‏نشین از طریق قسمت نظرات  بلاگ و ایمیل و فیس‏بوک و نظرات ‏یوتیوب فحش بارم کردند! البته چون اهانت‏آمیز بودند پاکشون کردم، ولی در هر صورت در تعجبم…

تکه ۱ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

تکه ۲ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

تکه ۳ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

تکه ۴ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

تکه ۵ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

تکه ۶ از ۶ (قسمت  ۳ از ۳)

 

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)

۱۱
بهمن

بچه‏های دیروز و امروز

بدست سید علی سنائی در دسته ایران٬ سیاسی٬ شخصی٬ فرهنگی

قدیم‏ها بعضا بچه‏ها کار می‏کردند و کمک‏خرج خانواده‏هاشون بودند. الان بچه‏ها کار می‏کنند ولی خوانواده‏هاشون باید کمک‏خرجوش باشند! البته نه برای همه، ولی برای بیشترین‏ها.

یکی از دلایلی که اون وقت‏ها پسر بیشتر دلشون می‏خواست هم همین بود که چند سالی که بگذره این پسر بزرگ می‏شد و سر زمینی ساختمونی دکونی جایی کار می‏کرد و هم خرج خودش رو در میاورد و چه بسا به دخل خونه هم کمک می‏کرد. اون موقع‏ها استاندارد زندگی پایین‏تر بوده و سطح توقع‏ها هم همین‏طور.

حالا چی شده؟ هیچی! بچه‏ها رو باید از اون موقع که به دنیا میان براشون کالسکه‏ی خوب، تخت خوب، پستونک خوب، لباس‏ و کیف و کفش‏های خوب، و خیــــــــــــلی چیزهای خیلی خوب دیگه، بعد هم مهد‏کودک، پیش‏دبستانی، مدرسه، کلاس‏های زبان و خط و ورزش و نرمش و فوق‏العاده و خارق‏العاده و کنکور زهرماری و بعد هم دانشگاه. بعد از این‏ها حالا موقع ازدواج که بشه؛ اگر پسر باشه که باید خونه داشته باشه و اگر هم دختر باشه جهیزیه. بعد هم که می‏رن سر خونه و زندگی‏شون باز هم لنگ پدر و مادرن. عجب وضعیتیه!

بعضی وقت‏ها با خودم فکر می‏کنم که چرا این‏طوری شده. به خصوص از این چند ماه اخیر که خودم هم بابا شدم. البته منظورم این نیست که نگران مخارج بچه‏ام، الان زوده واسه این حرف‏ها، بیشتر موضوعی که از ذهنم گذر کرده رو نوشتم.

الان یعضی‏ها ممکنه بگن گرونی و این چیزها، باشه درست؛ ولی این‏ فقط نیست! تغییر سطح توقع، الگوهای زندگی، روش‏های تربیت، فرهنگ مردم و دیگر مسائل هم دخیله. البته بیشتر مردم شهرنشین‏ مد نظرمه.

سید علی سنائی

(همیشه می تونید پست های جدیدم رو به صورت خودکار از طریق آر.اس.اس از این لینک دریافت کنید.)